تبلیغات
داستانهای کوتاه از تاریخ - تاریخ ، افسانه یا علم
با تاریخ همیشه یک گام جلوتر از دیگرانید !!

تاریخ ، افسانه یا علم

تاریخ:دوشنبه 30 شهریور 1394-12:57 ب.ظ

تاریخ ، افسانه یا علم

بنیان اساسی و رویکرد غالب در تاریخنگاری ایرانیان پیش از مشروطیت وقایع نگارانه و پرهیز از تحلیل وتبیین های عقلانی و علت یابانه بوده است اما بتدریج با بهره مندی از روش های معمول در علوم تجربی و آشنایی با رویکردهای عقلانی در تاریخ نگاری عصر جدید در  ایران نیز مورخانی هویدا گشتند که با گذر از تئوری های جبری گرایانه ، مشیت الهی ، و نخبه گرایی در تاریخ به دنبال کشف علل رویدادها و پدیده های تاریخی و جایگزینی تبیین و تفسیر به جای نقل های روایی و کسالت بار گشتند. ایشان با تاثیر پذیری از روشهای متدوال در علوم جدید رویکرد متفاوتی به تاریخ نگاری ارایه کردند که شامل تبیین های عقلانی و متکی بر دلایل ، و نه صرفا علل ، و فهم و تفسیر مدلواره ایی از تاریخ بود.
در این رویکرد جستجو و گرد آوری و نقل اخبار و احادیث پیرامون رخدادهای خاص پایه تاریخ نگاری بود و از این روی مورخان ایرانی
مسلمان کمتر به تفسیر و بیان علل بروز رخدادها پرداختند .طبری بعنوان یک الگوی مسلط در تاریخ نگاری اسلامی خود معترف بود که بنیان تاریخ او به روایان بوده است نه حجت عقول و استنباط نفوس ، از این روی وجود اخبار و روایات عجیب و باور نکردنی[1] در اثرش را طبیعی می دانست و ازخود سلب مسولیت می کرد.[2] سه ویژگی اصلی چنین تاریخنگاری هایی عبارت بود از :


1- توجه به تاریخ سیاسی به جای تاریخ اجتماعی


2- تاکید بر نقل وقایع به جای تحلیل


3- آمیختگی با افسانه و داستان و فقدان نقد تاریخی[3]


این قبیل تاریخ نگاری ها متکی بر توصیفات صرف و نقل انبوهی از اطلاعات نامتجانس و آشفته بود که در آن توصیف[4]  پایه اساسی تاریخ نگاری بود این توصیف به ذکر ویژگی ها ، حالات ، علائم ، خواص و دیگر متعلقات یک رویداد تاریخی محدود می گشت و نهایتا با مجموعه ایی از گزاره هایی که می کوشید از چیستی یک شی خبر دهد تلاش می کرد تا تمایز آن چیز را از چیزهای دیگر روشن کند.[5]
به بیان دیگر تاریخ نگاری توصیفی ، رویکردی نقلی ، روایی ، و وقایع نگارانه داشت و هدف آن توصیفِ صرف رخدادها و بیان چگونگی وقوع آنها بود که صرفا به رخدادهای سیاسی و تحولات خاندانهای حکومتگر پرداخته از مسائل فرا تاریخی چون قضا و قدر و معجزات و عوامل غیر زمینی در بیان تاریخ استفاده می کرد.

 
رویکرد توصیفی چون بدنبال کشف علل رخدادها و یافتن روابط علّی
معلولی میان پدیده ها نیست ، کشف قوانین و یافتن روابط نظام مند میان متغیرها و نیز فرضیه پردازی جهت دستیابی به گزاره های کلی از آن انتظار نمی رود . محقق دخالتی در موقعیت ، وضعیت و نقش متغیر ها ندارد و آنها را دستکاری یا کنترل نمی کند وصرفا به تشریح و توصیف آن چه هست بسنده می کند .[6] چنین رویکردی به تاریخ نگاری مکانیکی می انجامد که در آن داده های تاریخی به گونه ای بازسازی و تدوین می شوند كه كمترین تاثیر جامعه بر محتوای نوشته ها و اندیشه ها دیده شود. گذشته بدون توجه به روابط علًی و معلولی بازسازی و تدوین می شود. رویدادها پدیده هایی مستقل  از هم دیده می شود كه اغلب پیوندشان در ماوراء و توسط عناصر نامریی صورت می گیرد. نقد و حضور مولف در متن بسیار كم رنگ است.متون چنین تاریخ نگاری هایی آکنده از بیان خشک داده های تاریخی است و در غیاب مولف و اندیشه او در متن ، روایت ها به انبانی از داده های تاریخی فاقد بینش و فهم تبدیل شده اند که  از شناساندن واقعیت های زمانه ناکام می مانند.در چنین متونی ، بازیگران تاریخی نمود چندانی ندارند گویی تحولات خود به خودی و بدون ایفاء نقش بازیگران روی می دهد .[7]


اما در عصر جدید پس از ظهور یک سری مناقشات بی پایان در باره ارزش علمی تاریخ[8] برخی محققان کوشیدند که با الگوبرداری از روشهای علوم طبیعی ، تاریخ را نیز به مرتبه دانشی روشمند و بهره مند از متدهای جدید ارتقاء دهند . ظهور مکتب اثبات گرایان و تلاش ایشان برای حاکمیت معیارهای تحقیق علمی متداول در علوم تجربی سرانجام نوع جدیدی از تاریخ نگاری را پدید آورد که می توان آن را پوزیتویستی[9] نام نهاد.


سیر تکاملی تاریخ منجر به آن شد که پس از دقت نظرهای زیاد ، محققان علوم اجتماعی و تاریخ با درک تفاوت این علوم و دانش های طبیعی ، روی به مکتب تاریخ گرایی[10] آورند که در آن تلاش می گردید تبیینهای تاریخی در عین بهره مندی از عقلانیت به مرحله بالاتری از درک و تفهّم[11] برسد که پیروان روش فهم  آلمانی[12] و دیگر تاریخ گرایان[13] از آن جمله اند.


در این رویکردِ جدید ، تبیین[14] رویکرد اساسی شد . تبیین به معنای آشکار نمودن چرایی یک چیز و نشان دادن علل پدیدار شدن آن و شرایط هستی اش می باشد و باید توجه داشت که در رویکردهای تبیینی به تاریخ ، توصیف از بین نمی رود یا کم نمی شود بلکه غنا می یابد. تبیین هم چنین به معنای عقل پسند کردن یک واقعه یا رویداد تاریخی  می باشد که بدین منظور حداقل دوکار مهم باید صورت گیرد نخست ایکه حادثه تعلیل شود دوم اینکه ارتباط بین وقایع هم نشان داده شود. تبیین با این اقدامات بین حوادث پراکنده ارتباط برقرار می کند و تشویش را به مدد عقل به اطمینان تبدیل می کند.[15]در تاریخ نگاری تبینی که از آن بعنوان تاریخ نگاری علمی یا عقلی هم یاد می شود ، هم بینش و هم روش تاریخنگاران تغییر می کند و موضوع آن از صرف رخدادهای سیاسی خارج وهمه عرصه های مختلف حیات اجتماعی ، فکری ، اقتصادی و ... را در بر می گیرد . در پردازش آن نیز از دستاوردهای نظری و فرضیات علوم دیگر از جمله باستان شناسی ، روان شناسی ، علوم سیاسی ، جامعه شناسی ، اقتصاد و ... استفاده می شود
دراین نوع تاریخنگاری تاریخ نه همچون عرصه مشیت الهی و برنامه و نقشه های سرنوشت بلکه به مثابه عرضه تفکر و عمل انسان شناخته می شود که در آن تحلیل رخدادها ، بیان علتها و تفسیر تحولات و یافتن رابطه علت و معلولی میان پدیده ها جانشین توصیف صرف می شود و دغدغه اصلی پژوهشگر پاسخ به چراها و چرایی هاست نه چگونگی ها زیرا تحلیل و تبین رخدادها و یا تفسیر وعلت بابی آنها بدون پرداختن به چراها ممکن نیست.[16] چنین رویکردی سرانجام منجر به تاریخ نگاری ارگانیکی می شود که باز تاب دهنده تاثیرات و تاثرات جامعه بر نوشته و اندیشه مورخ است ، تاریخ نگاری ارگانیکی تبیین علًی ارایه می دهد که در آن رویدادها ، پدیده های مستقل از هم نیستند بلكه متصل به هم هستند و این اتصال و پیوند ، امری دنیایی است نه ماورایی.این تاریخنگاری مشحون از تاملات انتقادی و حضور مولف در متن است.این حضور در دو محور خود نمایی می كند : اول این كه مورخ بخشی از حضورش را از طریق نگارش درباره مشاهدات خود نشان می دهد . بخشی دیگر را از طریق اظهار نظر ، تحلیل و تبیین تحولات بروز می دهد.یعنی همان چیزی که  ما را در درک پدیده های تاریخی یاری می رساند.می توان گفت تاریخ نگاری ارگانیکی آمیزه ایی از تبیین قصدی ( تبیینی معطوف به اراده واقدام انسانی ) و علّی را همزمان ارایه می دهد.[17]


بدین سان فصل تازه ایی از تبیین های علمی[18] در تاریخ گشوده شد که رویکرد عقلانی آن بیشتر معطوف به تبیین های علّی بود[19] از نظر استنفورد تبین های علّی در تاریخ ، چرایی حوادث و پدیده هایِ آن را تبیین می کند و شامل انواعِ مختلفی مانند تبیینهای ساختاری[20] ، و کارکردی[21] می گردد.افزون بر آنچه گفته شد می دانیم که علوم انسانی مانند تاریخ می توانند به مرحله بالاتری از تبیین که تفهّم است برسند.چنین فهمی راه را بر رویکردهای تفسیری[22] در تاریخ و علوم اجتماعی می گشاید.رویکردهایی که در پی تفسیر ، تاویل و تفهّم به جای تبینِ معمول در علوم طبیعی ، یا درکنار آن هستند ، به بیان دیگر در روشِ تبیینیِ معمول در علوم طبیعی ، کشف علل یک پدیده به منظور بیان ، پیش بینی وکنترل آن پدیده مورد نظر است اما در روش تفهّمی درک وفهم معنای پنهان در پسِ پدیده های قابل مشاهده دنبال می شود. می توان گفت تبیین ، به دست دادن علل عام حادثه ای از حوادث است در حالی که تفهّم کشف معنای حادثه ایی یا فعلی است در زمنیه ی اجتماعی خاص . و به همین سبب این رویکرد ، رویکردی معنی کاوانه است.تبیین درون فهمی در تاریخ تاکید دارد که پژوهشگران این رشته نه فقط ظاهر رویدادهای تاریخی بلکه درون آن را نیزمی بایست لحاظ کنند تا به اندیشه های درونی آن راه یابند.از این حیث تاریخ "تاریخ اندیشه" است و باید افعالِ افرادِ تاریخی را با توجه به اغراض و آمال و باورهای آنها توجیه نمود و هدف تاریخ نه کشف صرف رویداد بلکه معلوم شدن اندیشه ای است که در آن رویداد نهفته است این دیدگاه با عناوینی همچون "ثنویت گرایان" ، "تبیین عقلانی"  و "تاریخیت باوری" هم معرفی شده است.[23] در بسط چنین تبیینی می توان به نظرات مورخ ایتالیایی ، کروچه ، هم توجه کرد از نظر وی تعقل مورخ است که می تواند تاریخ مرده یا همان وقایع نگاری صرف را به تاریخ علمی و زنده تبدیل کند به عبارتی دیگر بازاندیشی عاقلانه مورخ در انبان داده ها و مواد تاریخی است که می تواند تاریخ را علمی ، زنده و کارآمد سازد.براساس نظریه کروچه تنها امور عقلی و مثبت می توانند موضوع تاریخ واقع شوند زیرا فقط همین امور قابل درکند و بقیه مسائل تاریخ از مقوله درد و رنج و خشونت و تجاوز امور بی اهمیتی محسوب می شوند که عقل و اندیشه در آن نفود نکرده است.در این رویکرد تلاش انسان برای شکوفایی استعدادهایش و پیکار بیشتر برای غلبه بر موانع طبیعی و تشکیل جامعه ای آزاد ، داستان اصلی تاریخ می گردد و از این روی تاریخ "داستان آزادی بشر" می شود. نگرشهای عقلانی و علت یابانه مورخان هنگامی که با شور و احساس ایشان همراه شود ، آفرینندگی ، انسجام و تلطیفی را خلق می کند که به تاریخ نگاری شکلی معقول داده انسان را از بندگی و اسارت گذشته می رهاند.[24] ( چون امکان ارجاع دهی بصورت پانویس در تلگرام نبود محققان و دوستان عزیز را برای دست یابی به منابع گفتار حاضر و رعایت اخلاق حرفه ایی به کتاب زیر ارجاع می دهم که در آن استنادات هر بخش به تفصیل آمده است.امیدوارم عزیزان بنده را از موهبت نقدهای ارزنده اشان بهره مند فرمایند :

سلماسی زاده ، محمد ، 1392 ، تاریخ به مثابه فرهنگ و توسعه ، تهران ، انتشارات میثاق فرزانگان ، چاپ اول ، صفحات : 23-16)

 



[1] - اینگونه روایات اختصاص به طبری نداشت دیگر مورخان نیز هریك داستانهایی باور نكردنی را بعنوان تاریخ نقل كرده اند برای نمونه قزوینی از موجودی نیمه انسان – نیمه حیوان به نام نسناس در منطقه میان عدن و عمان یاد می كند كه سخن می گوید و شعر می سراید و انسانها را با قسم دادن به خدا و پیامبر فریب می دهد و لیكن اعراب بدوی او را شكار می كنند و می خورند ! ( قزوینی ، 1373 : 92-91 )

[2] ملائی ، 1386 : 157-156

[3] مفتخری ، 1387 : 5

[4] Description

[5] مفتخری ، 1389: 4

[6] ملائی ، 1386 :  88-86

[7] حسن زاده ، 1386 : 47-46

[8] - ارسطو تاریخ را از آن جهت که با امور جزئی سرو کار داشت علم نمی دانست و در مرتبه پایین تری از شعر قرار می داد حتی دکارت فیلسوف خردگرایی عصر جدید نیز ارزش چندانی برای دانش تاریخ قائل نبود او هرچند آگاهی بر وقایع مهم تاریخ را مایه بلندی طبع و پرورش قوه ی تعقل در آدمی می دید در عین حال تاریخ را در ردیف افسانه ها می شمرد.کما انکه ولتر تاریخ اروپا را چیزی جز فهرستی طولانی از وصلتهای ملکانه ، شجره ی انساب و القاب مورد اختلاف که در انبوه آن ها حوادث بزرگ خفه می شود نمی دید.وی تاریخ را نوعی نبش قبر مردگان می دانست. درقرون جدید کسانی چون استوارت میل ، اسپنسر و آگوست کنت علم را مختص به علوم تجربی کردند و تاریخ و دیگر علوم اجتماعی را دارای شان علمی ندانستند (مفتخری ، 1387 :  6 )

[9] - پوزیتویسم Positivism به معنای ( تجربه گرایی ، اثبات گرایی ، فلسفه تحصلی ) است و طرفدارانش خواستار آن بودند که روش های علوم تجربی و حسی در مطالعات تاریخی بکار گرفته شود ؛ به باور آنها مطالعه عینی پدیده های تاریخی و شناخت بی طرفانه اشان باروش علت و معلولی کاملا امکان پذیر است (ملائی ، 1386 :  49 )

[10] - تاریخ گرایان Historicism به تمایز علوم انسانی از جمله تاریخ با علوم طبیعی ، هم در موضوع و هم در  روش معتقد بودند . اینان به استقلال ومنحصر به فرد بودن تاریخ و در نتیجه تمایز روش شناختی باور داشتند ودر معرفت شناسی نیز دست یابی به عینیت علمی مورد ادعای پوزیتویستها را انکار می کردند و ذهن مورخ را نه همچون آینه ، بلکه چون فیلتری تلقی می کردند که در گزینش و روایت حوادث تاریخی دخالت می کرد و منفعل نبود.از این روی بر نقش زبان ، تفسیر وفهم در علوم انسانی تاکید بسیار داشتند.
هر دو روش به گسترش دانش تاریخ کمک کردند ، تاکید بر سند و مستند بودن و مهم تر از آن نقد منابع تاریخی مرهون تاریخ نگاری اثبات گراست این نوع تاریخنگاری بیشتر به جزئیات و فرد توجه داشت نه موسسات و نهادهای اجتماعی و بیشتر معطوف به سیاست بود  از اقتصاد و مسائل تمدنی از جمله فرهنگ ، موسیقی ، آموزش و ادبیات غفلت می کرد (مفتخری ، 1387 :  12 )

[11] - علوم طبیعی صرفا تبیین می شوند اما علوم انسانی مانند تاریخ می توانند به مرحله بالاتری که تفهّم است برسند.در روش تبیینی کشف علل یک پدیده به منظور بیان ، پیش بینی وکنترل آن پدیده مورد نظر است اما در روش تفهّمی درک وفهم معنای پنهان در پسِ پدیده های قابل مشاهده دنبال می شود. می توان گفت تبیین ، به دست دادن علل عام حادثه ای از حوادث است در حالی که تفهّم کشف معنای حادثه ایی یا فعلی است در زمنیه ی اجتماعی خاص.لذا هدف تحقیق اجتماعی عبارت است از بازسازی معنی و محتوای اعمال ونظمهای اجتماعی . به همین سبب این رویکرد ، رویکردی معنی کاوانه است (مفتخری ، 1389: 6 )

[12] - درون فهمی یا روش فهم آلمانی درخلاصه ترین معنا آن است که مورخ باید خود را بجای عامل یا عاملان تاریخ قرار دهد و به این وسیله علت وقوع پدیده تاریخی را از درون احساس کند ( ایده آلیسم آلمانی ).( ملائی ، 1386 : 53 )

[13] - معروفترین اندیشمندان آن عبارتند از : ویکو ، دیلتای ، کروچه و کالینگوود.ایشان بر این باورند که ادعای دکارت که می گفت تنها یک روش معتبر پژوهش وجود دارد خطاست و هر علمی روشهای خاص خود را دارد.ایشان با استفاده از روش انتقادی که مورخان اواخر قرن 17 به آن دست یافته بودند و با نشان دادن اینکه فکر تاریخی چگونه می تواند هم سازنده و هم انتقادی باشد آن را مرحله ایی به پیش بردند.از نظر ایشان در همه ی مطالعات انسانی از شیوه های عقلی عام و روشهایی که مشترک میان همه ی علوم است ، یا از علوم خاص وام گرفته شده استفاده می شود این روشها شامل مشاهده ، توصیف ، طبقه بندی ، تعیین کمیت ( آنجا که ممکن است ) ، استقراء و استنتاج ، تعمیم ، مقایسه ی استفاده از مدل ها و ارایه و آزمایش فرضیه هاست.با این حال مطالعات انسانی نمی توانند به معرفت و شناختی که طالب آن هستند دست یابند ؛ مگر اینکه از روش فهم یا فاهمه ، که در واقع به عنوان یک گروه وجه ممیز آن هاست و آنها را از علوم طبیعت متمایز می گرداند استفاده کنند ( فاهمه درک و شناخت گونه ای محتوای ذهنی است – یک اندیشه ،یک قصد یا یک احساس – که به گونه ایی تجربی در نشانه های خاص نظیرکلمات یا اشارات عینیت یافته است ) (مفتخری ، 1387 :  12-11 )

[14] Explanation

[15] مفتخری ، 1389: 4

[16] ملائی ، 1386 :  89-88

[17] حسن زاده ، 1386 : 47-46

[18]Scientific Explanation یا تبیین علمی در برابر تبیین عامیانه ،خرافی وقالبی قرار می گیرد بر اساس تبیین علمی : الف – هر پدیده اجتماعی را علل و عواملی است ؛ ب – این علل و عوامل باید در بطن جامعه جستجو شوند؛ ج – این علل و عوامل قابل شناخت است . د- راه شناخت آنان نیز روی نمودن به آنان با دیدی واقع بینانه است (مفتخری ، 1389: 10 )

[19] Causal Explanation

[20] - تبیین های ساختاری ، تبیین یک سیستم را در ساختار نهفته ی آن جستو جو می کند تا از طریق دستیابی به فرمول کلی ساختار ، اجزا را تفسیر کند.( مفتخری ، 1389: 12 )

[21] Functional Explanation یا تبیین کارکردی یک پدیده را برحسب پیامدهای آن تبیین می کند.(مفتخری ، 1389: 11 )

[22] Hermeneutical

[23] مفتخری ، 1389: 8-6

[24] ملائی ، 1386 : 52-51




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How do you treat a sore Achilles tendon?
دوشنبه 30 مرداد 1396 04:48 ب.ظ
Hey superb blog! Does running a blog similar to this require a large amount
of work? I've virtually no knowledge of programming but I was hoping to start my
own blog soon. Anyway, should you have any suggestions or techniques for new blog
owners please share. I understand this is off topic however I just needed to ask.

Many thanks!
How do you prevent Achilles tendonitis?
جمعه 13 مرداد 1396 01:15 ب.ظ
Hi, yup this paragraph is in fact fastidious and I have learned
lot of things from it regarding blogging. thanks.
http://barrettformato.wordpress.com/2015/03/18/adult-aquired-flatfoot
جمعه 9 تیر 1396 02:17 ق.ظ
It's genuinely very complicated in this active life to listen news on TV, therefore
I simply use the web for that purpose, and take the most up-to-date information.
Chastity
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:28 ق.ظ
I visited many sites but the audio feature for audio songs
present at this web page is truly excellent.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 09:38 ق.ظ
This is my first time visit at here and i am actually pleassant
to read all at single place.
manicure
دوشنبه 14 فروردین 1396 09:19 ب.ظ
Its like you read my mind! You seem to know a lot about this, like
you wrote the book in it or something. I think that you can do with a few
pics to drive the message home a bit, but other than that, this is wonderful blog.
A great read. I'll definitely be back.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر