تبلیغات
داستانهای کوتاه از تاریخ - واكاوی سفرنامه یوشیدا ماساهارو از منظرانحطاط شناسی ایران بخش اول
با تاریخ همیشه یک گام جلوتر از دیگرانید !!

واكاوی سفرنامه یوشیدا ماساهارو از منظرانحطاط شناسی ایران بخش اول

تاریخ:دوشنبه 16 اسفند 1389-07:36 ب.ظ

در این قسمت بنا دارم مقاله " واكاوی سفرنامه یوشیدا ماساهارو از منظرانحطاط شناسی ایران " را که در فصلنامه روابط خارجی ، سال 11 ، شماره 43 ، تابستان 1389 ؛ چاپ شد ؛ و گمان دارم پیش طرح هایی از نظریه انحطاط ایران و واکاوی علل و زمینه های ترقی و توسعه را ارایه می کند ؛ منتشر سازم .
امیدوارم پژوهشگران محترم با تعمق در آن و نقد و بررسی عالمانه زمینه ارتقاء علمی بحث و تاکید بر یکی از اساسی ترین فواید تاریخ و نیازهای کشور را فراهم نمایند. ( ذکر این نکته ضروری است که ارجاعات از منبع زیر می باشد :

یوشیدا ، ماساهارو، سفرنامه یوشیدا ماساهارو،ترجمه دكتر هاشم رجب زاده ، 1373 ، مشهد ، موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی )



بخش اول :

چكیده : تبیین چیستی انحطاط ایران در دوره قاجار وشناخت اسباب و عوامل آن و یافتن چاره و سامان آن مهمترین هدف این پژوهش و به باور نگارنده این سطور مهمترین فایده تاریخی است كه از آن می توان بعنوان علمی یاد كرد.یوشیدا ماساهارو نخستین فرستاده سیاسی ژاپن به ایران در دوره جدید است كه بیشتر با هدف برقراری روابط  سیاسی بین ایران و ژاپن در ثلث پایانی سده نوزدهم به ایران آمده و البته غایت اصلی ماموریتش ایجاد روابط بازرگانی بوده است.این بازمانده از یك خاندان سامورایی كه حقوق خوانده و به كار دیپلماسی اشتغال داشت در طول سفرش با دقت و وسواسی شاعرانه ، اوضاع ایران را نگریسته و با ژاپن مقایسه كرد.
ژاپنی كه مانند ایران از نیمه سده نوزدهم تجدد طلبی و ترقی خواهی را شروع كرد اما مجموعه عوامل درونی و بیرونی سرنوشت نوسازی و توسعه در این دو كشور را به اندازه شرق و غرب آسیا از هم دور ساخت.گرچه ماساهارو به صورت سامان یافته و كلاسیك به انحطاط ایران و عوامل آن نگاه نمی كند و اساسا چنین رسالتی را دنبال نمی نماید اما روح حساس واحساسات ملی – آسیایی وی تصاویری از ایران سالهای پایانی سده نوزدهم ارایه میكند كه در دیدگان محقق جستجو گر می تواند چیستی ، چرایی و چگونگی انحطاط ایران را نمایان سازد. و صد البته یافته های این پژوهش با نظرات دیگر سفرنامه نویسان و مورخان و محققان باید به عرصه نقد و بررسی كشیده شود و سره و ناسره آن بیان و چاره بی سامانی این سامان گردد.

واژگان كلیدی : انحطاط ایران ، خودكامگی سیاسی ، روابط بازرگانی ، باورهای عمومی

مقدمه : یوشیدا ماساهارو[1] (1921-1852) از خاندانی سامورایی و اداری بود، در دانش و ادب چین پرورده شد، انگلیسی یاد گرفت،مدتی قضاوت كرد، به "حزب آزادی" پیوست و با سخنرانیها و اشعاری كه به لطافت گلدوزی روی كیمونو بود نقش فعالی در مشروطه خواهی ژاپن ایفا كرد ( مقدمه ، صص : 18-16) در 1880 (1297 ه.ق) باهمراهانش كه نخستین فرستادگان ژاپن به ایران در تاریخ جدید محسوب می شدند ، به كشور ما آمد و تا ژانویه 1881 ( 1298 ه.ق) كمی بیش از 6 ماه در ایران به سیر و سفر پرداخت ( مقدمه ، ص : 8 ) وی "مردی بود با روح نقاد ، حساس و نازك طبع " كه پس از بازگشت از ایران به اروپا رفت قوانین اساسی برخی از این كشورها را مطالعه كرد و در بازگشت از كار دولتی كناره گرفت و در خانه كوچكش به مطالعه و نگارش كتب دست زد ، "كتاب سفر به ایران" محصول همین دوره است كه در 1894 در ژاپن منتشر شد در حالیكه نفر دوم هیات ژاپنی یعنی فوروكاوا[2] پیش از وی كتابش را با نام "سفرنامه ایران " در 1890 منتشر كرده بود و یوشیدا از این كتاب در تالیف اثرش بهره گرفت.(مقدمه ، صص : 20-19) نوشته وی سرشار از نكته پردازی و دقت در احوال مردم و نظام حكومتی ایران اواخر عهد ناصری است كه طبعا مانند هر كار دیگری عاری از سهو و خطا نمی باشد اما این امتیاز را دارد كه گزافه گویی نكرده و به ابهام سخن نگفته است . ( مقدمه ، ص : 21) این ژاپنی 28 ساله از كشوری دیدن میكرده كه برایش سرشار از شگفتی بود ( مقدمه ، ص : 22 ) وی اندیشه ترقی خواهی میرزا حسین خان سپهسالار را ستوده و از دریافت سطحی و ظاهری حكام و تجدد خواهان ایرانی از تمدن جدید انتقاد می كند و از اینكه تمام تصمیم گیریهای مهم كشورتوسط سلطانی مستبد انجام می گیرد و احساسات و دریافتهای شخصی وی هنگامی كه با منفعت طلبی شخصی آلوده می گردد سرنوشت یك كشور را تغییر می دهد و آن را به ورطه سقوط و هلاك می كشاند ؛ اظهار تحیر و اعلام خطر میكند و در جای جای كتابش از دخالت روسیه و انگلستان در امور داخلی ایران و تهدید استقلال آن می هراسد.
در اینجا لازم است كه بنا به ضرورت موضوع پژوهش، بصورت مختصر به اوضاع ژاپن و حال وهوایی كه یوشیدا دست پرورده آن بود اشاره كرد یعنی عصر میجی و دوران تجدد طلبی و ترقی خواهی آن كه این كشور را از عداد ممالك عقب مانده آسیایی خارج كرد و آن را در ابتدای سده 20 در شمار كشورهای پیشرفته جهان در آورد.

ژاپن در نیمه سده نوزده پس از دوقرن و نیم حاكمیت خاندان توكو گاوا[3] كه به نام امپراتور و به كام رزمندگان سامورایی بود با وضع دشوار ی روبرو بود : ركود ، خمودگی ، انزواو نابسامانی های داخلی این كشور را از نظام كهن خود ناامید كرده بود و از سوی دیگر الزام ناوهای جنگی اروپایی و آمریكایی به گشایش بنادرش دست كم با خواست بخشی از حاكمان آن كه شیفته صنعت پیشرفته غرب شده بودند همراه شد و ناآرامی در داخل و فشار از خارج این كشور را به تغییر و اصلاح واداشت.(مقدمه ، صص : 9-8) این تحولات به همراه منازعات قدرت میان خوانین (سپهسالاران) ژاپنی ، با حمایت نیروهای غربی منجر به تاسیس حكومت مركزی در این كشور و كنار گذاشتن شوگانها[4] گشت ، خاندان توكوگاوا بطور كامل از قدرت كنار گذاشته شد و امپراتور متسو هیتو[5] كه بعدها میجی[6] نام گرفت از 1868 نظامی تازه و نظمی نوین در این كشور باستانی شرق آسیا ایجاد كرد (مقدمه ، صص : 12-9)درهمین سال نمایندگان همه ولایات برای تشكیل مجلس مشورتی فراخوانده شدند و "میثاق نامه" كه نیات و فلسفه بنیادی حكومت جدید بود  طی فرمانی از سوی امپراتور اعلان شد كه اصول مهم آن 4 جیز بود :


1-سیاست دولت برمبنای مشورت گسترده خواهد بود.

2- مردم در خواست های خود آزادند.

3-منافع ملی بالاتر از هر چیز خواهد بود .

4-عادات پست گدشته باید منسوخ شود و شیوه های مترقی گرفته شده از غرب جای آن را بگیرد . ( مقدمه ، ص : 13)
  از مفاد این پیمان مشخص است كه امپراتور ژاپن ،برخلاف شاه ایران، روح و جوهره نظام جدید را دریافته  و آن را با همه الزاماتش پذیرفته است  كه می توان آن را در كلمات زیر خلاصه كرد : مردم سالاری ، آزادی ، منافع ملی و تغییرو اصلاح ؛ اصل چهارم كه وجود "عادات پست گذشته "  را قبول و ضرورت اخذ "شیوه های مترقی " را مورد تاكید قرار داده بود از مهمترین پیش شرطهای توسعه وترقی است كه در آن پذیرش انحطاط  بعنوان نخستین گام در راه شناخت اسباب و علل آن و تلاش برای نوسازی مدرنیسم محسوب می شود .پذیرشی كه در حاكم معاصر قاجاری ، ناصرالدین شاه ، محقق نشد و لاجرم نوسازی و ترقی خواهی هم بسامان نرسید.و سرنوشتی متفاوت برای جنبش اصلاح گرایانه ایران فراهم آورد.تفاوت دیگر این دو كشور در آن بود كه ژاپن از پارادوكسی زیبا و پویا برای پیشبرد مقاصد عالی توسعه و ترقی خویش بهره مند شد یعنی گرایش به تجدد در عین وفاداری  به آیین باستانی شینتو و میراثها و فضایل ملی ؛ در حالی كه در ایران بیشترتجدد گرایان  باشیفتگی و تحیر به سمتی رفتند كه با افتادن در بند رویه ظاهری تمدن جدید ناكامانه دچار یاس و نومیدی گشتند وبه آمال خود دست نیافتند و كمتر به پیش شرطها و زمینه ها و الزامات تمدن جدید توجه و اهتمام داشتند.همین اصول پایه و مایه پیشرفت و ترقی شگفت انگیز و سریع ژاپن را در سده بیستم فراهم كرد و به خلاف ناصرالدین شاه كه ازمظاهر تجدد و نوجویی تنها مظاهر مادی آن مانند ماشین دودی را به تهران آورده بود ، موتسوهیتو در 1872 همزمان با توسعه راه آهن ، آزادی تجارت و دیگر وجوه صنعتی  شدن ؛ بر اهمیت آگاهی عمومی ،آموزش همگانی وآزادی مطبوعات تاكید داشت.( مقدمه ، صص : 14-13) كمی بعد فرمان مشروطیت در 1881 صادر شد و با دور اندیشی و برای آمادسازی مقدمات نظام پارلمانی اعلام گردید كه نخستین مجلس ملی این كشور پس از مطالعه در قوانین اساسی كشورهای پیشرفته اروپایی و آشنایی با مجالس ایشان ، 9 سال بعدافتتاح خواهد شد.بدین منظورهیاتی از این كشور به اروپا اعزام شد كه یوشیدا هم عضو آن بود و سرانجام در 11 فوریه 1889 با افتتاح مجلس ، روزی فرا رسید كه در تاریخ  بعنوان " روز بنیاد امپراتوری ژاپن " شناخته می شود ( مقدمه ، ص : 16) اما در نمونه ایرانی و در یك تفاوت آشكار تنها در عرض چند ماه فرمان مشروطیت صادر و مجلس شورای ملی افتتاح گردید.

یوشیدا كه سفر را وسیله ایی برای آموزش چیزهای نو و آشنایی با فرهنگهای جدید می دانست همراه فوروكاوا (افسر ارتش) و پنج بازرگان عازم ایران شد ایرانی كه برای وی شگفتتر از هر رویداد خیال انگیز بود.وی از یك هندی به نام رام چندار [7] بعنوان مترجم استفاده كرد هرچند كم اطلاعی این مترجم هندی و دخالتهای بی جایش مشكلاتی برای یوشیدا فراهم كرد كه بارها از آن شكوه میكند.
یوشیدا به صراحت اعلام می نماید كه در این سفر بیشتر به دنبال  " معرفی شیوه حكومت ،نظام قانونی ، مالیاتها ، جمعیت و فراورده های ایران و زبان و ادب این كشور است "‌ ( ص 32) هرچند بیشتر حجم كتاب وی به توصیف شهرها و كاخ ها و راهها و باغهای ایران اختصاص یافت اما همین امعان نظر ویژه به نظام حكومتی ایران ولو با عبارات كوتاه نشانگر اهمیت این موضوعات ، دست كم در حیطه تئوری و نظر، برای این آزادیخواه ژاپنی می باشد.وی به یك تفاوت اساسی میان ایران و ژاپن توجه می كند و آن تنوع نژادی – زبانی  و آئینی مردم ایران و یكدست بودن  ژاپن از این منظر می باشد (ص : 35 ) كه نكته مهمی در ایجاد گسست مدنی و صعوبت انجام اصلاحات می باشد.زیرا این تنوع و تكثر موجب تقسیم جامعه به گروههای متفاوت با خواستها و منافع مغایر و رقابت و ستیز می گردید و نیروهای گریز از مركز را به مقاومت در برابر اقدامات اصلاحی دولت مركزی وا می داشت.سفرنامه ها و تواریخ این زمان سرشار از اختلافات حیدری – نعمتی و قومی نژادی است كه بی گمان فرساینده نیروهای درگیر است كه بجای اشتراك در تولید و نوسازی كشور به نزاع با هم و از بین بردن منابع انسانی – طبیعی پرداخته اند.



[1] -YOSHIDA MASAHARU

[2] - FURUKAWA

[3] - TOKUGAWA

[4] - SHOGUNS

[5] - MUTSOHITO

[6] - MEIGI

[7] - RAM- CHANDRA





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
leigh1reynolds9.sosblogs.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 02:04 ق.ظ
It is really a nice and useful piece of information. I'm happy that
you simply shared this useful information with us.
Please stay us informed like this. Thanks for sharing.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر