تبلیغات
داستانهای کوتاه از تاریخ - واكاوی سفرنامه یوشیدا ماساهارو از منظر انحطاط شناسی ایران ( قسمت سوم )
با تاریخ همیشه یک گام جلوتر از دیگرانید !!

واكاوی سفرنامه یوشیدا ماساهارو از منظر انحطاط شناسی ایران ( قسمت سوم )

تاریخ:جمعه 12 فروردین 1390-10:14 ق.ظ


قشون ایران

 وی در بخشهای متعددی از اثرش به توصیف قشنون ایران و نظام آن می پردازد و سربازان و افسران و فرماندهان ارشد نیروهای نظامی آن را به بوته نقد می كشد و آن را از اسباب عقب ماندگی ایران بر می شمارد . مینویسد شاه و مقامات ایران بجای آنكه به كیفیت قشون و تجهیزات مدرن و بروز آن توجه كنند به كمیت می بالند ، فرماندهان نه در اثر لیاقت و كاردانی بلكه به دلایل امتیازات قومی قبیله ایی و حسب ونسب اشرافی به این مناصب می رسند و از حقوق سربازانشان می دزدند ، سربازانی كه از كودكان 13-12 ساله تا پیر مردان 80-70 ساله را شامل می شود و افراد علیل و نا توان آن فرقی با سربازان به ظاهر سالم كه همواره در حال خمودگی و نشئه هستند ندارند ، این سربازان كه اسلحه های كهنه و فرسوده ایی حمل می كنند تنها مبارزه اشان با شپش های لباسشان است كه درصورت غلبه بر آن ، چهره یك فاتح نظامی  و قهرمان جنگی را بخود می گیرند ؛ اما هنری كه در آن بسیار ماهرند سركیسه كردن مردم و گرفتن انعام زوركی از دیگران است. ( صص : 48-47) وی میافزاید كه شاه هم در ملاقات با وی از تعداد قشون و شیوه آموزش ایشان در ژاپن و چین می پرسد كه من پاسخ دادم حدود 50000 تن هستند كه به شیوه اروپایی آموزش دیده اند (ص: 188) وی در گزارش مفصلی كه از قشون ایران آورده تاكید دارد هرچند تلاش هایی برای نوسازی قشون ایران به سبك اروپائی صورت گرفته ولی هنوز نیروی نظامی ایران به شكل سنتی اداره می شد كه در آن "‌از هر سن و سال از بچه تا پیر مرد سرباز بودند " از ایشان آزمایش بدنی گرفته نمی شد و هركس با هر وضعی می توانست نظامی گردد، سربازان را بیش از نیاز می گرفتند كه اینهم موجب ناكارآمدی اشان می گرددید ، افسران وضعشان خرابتر از سربازان است ، هیچ لیاقتی ندارند و تنها بخاطر اشراف زادگی و بزرگ طایفه بودن است كه افسر می شوند و كارشان تفاخر به یكدیگر است ایشان از جیره سربازان می دزدند و اضافه مالیات را هم به جیب می زنند .دولت گمان دارد كه زیادی تعداد سربازان مهم است و به كارایی ایشان توجه ندارد و در نتیجه قشون ایران سیاهی لشكری است شامل كودكان 13-12 ساله تا پیرمردان 80-70 ساله با سربازانی علیل و كور و چلاق كه وقتی رژه می رفتند "‌مردم گوژ پشت ناتوانی بودند كه افتان و خیزان و تلو تلو خوران می آمدند و بینوایی و بیچارگی از سرو رویشان می بارید " ( صص : 204-203 ) نكته جالب در این گفته ها آن است كه اخذ مالیات به سبك چنگیز هنوز به زور قوه قهریه و اسلحه و شمشیر صورت می گیرد نه بر اساس قاعده و قانون،این است كه بخشی از آن توسط محصلان مالیاتی دزدیده می شود و بخش دیگر هم بجای خزانه به دربار می رود و خرج دست و دل بازی های شاه و اطرافیانش می گردد در چنین وضعیتی طبیعی است كه مردم مالیات را باج قلمداد كرده تا حد امكان از پرداخت آن فرار كنند و بر بی پولی و نابسامانی كشور بیافزایند.

ماموران و دولتمردان ایران

یوشیدا توضیحات جامعی در باره ویژگی ها و صفات ماموران دولتی ایران از حكام و وزرا گرفته تا كارگزاران جزء ارایه می كند این توضیحات همگی بیانگر آشفتگی اوضاع اداری ایران است كه در اثر نبود شایسته سالاری و فسادو تباهی گسترده نظام دیوانی بوجود آمده است و بی گمان یكی از عوامل مهم عقب ماندگی ایران در این دروه می باشد.در یك نكاه كلی می نویسد ماموران دولت ایران " كمترین علاقه و توجهی به مصالح ملی و اعتبار مملكت ندارند ،آنها تن آسایی پیشه كرده اند و فقط مراقبند كه به منافعشان لطمه ایی نخورد و حق و  حسابشان مرتب برسد " (ص : 52) وزیران هیچ صلاحیتی برای اموری كه به ایشان محول شده ندارند و از معدود پایبندی های مشترك ایشان در اداره كشور – پس از پر كردن جیب هایشان – "قلیان" است كه همواره همراه دارند وهركجا می روند " قلیانداری همراه آنهاست ونوكری هم زغال و آتش می برد ، قلیاندار و زغالدارو آتشبیار هركدام براسبی سوارند " و اینچنین است كه شخصی كه به وزارت خارجه منصوب شده است هیچ زبان خارجی نمیداند و حتی گمان دارد كه ژاپن در اروپا واقع شده است وی با تحیر در باره وزیر خارجه ایران و ملاقاتش با او می نویسد میرزا سعید خان ( انصاری، مؤتمن الملك ) به وزارت خارجه گمارده شد. این میرزا سعید خان مردی سالخورده بود و به هیچ زبان خارجی آشنایی نداشت. یك روز خبر آوردند كه وزیر خارجه معین شده است. به دیدن او كه رفتم، سر صحبت را گشود، و با لحن تعارف آمیز از دعوتی كه ( از شاه ایران ) شده بود، تشكر كرد: « در سفر اخیر قبله عالم به اروپا، البته اعلیحضرت همایون به كشور شما آمدند و از پذیرایی گرم و مهمان نوازیتان خرسند شدند. » در ملاقات امروز، میرزا علی خان مترجم جوان وزارت امور خارجه كه انگلیسی را روان حرف می‌زد، بیانات وزیر را ترجمه می‌كرد دیدم كه او با این حرف وزیر دستپاچه شد و نمی‌دانست كه چه بكند. اما زود بر خود مسلط شد و كوشید تا وزیر را از اشتباه بیرون بیاورد، و آهسته در گوش میرزا سعید خان گفت كه ناصرالدین شاه از ژاپن دیدن نكرده است، و ژاپن در اروپا نیست. اما میرزا سعید خان به حرف این جوان وقعی نگذاشت، و میرزا علی خان كه مكدر و ناراحت هم شده بود ناچار و با صدای آهسته عین بیانات میرزا سعید خان را برایم ترجمه كرد. من پاسخ دادم:" ژاپن در منتها الیه خاور دور است.اعلیحضرت پادشاه ایران هنوز به كشور ما تشریف فرما نشده‌اند." (صص: 167 و 168 ) توصیفی هم  كه یوشیدا از برخی از حكام ایران كه دیده می كند چیزی بیش از ستمگری و نالیاقتی ایشان بدست نمی دهد وی در باره فرهاد میرزا حاكم شیراز می نویسد سخت كشی و قساوت بی مانند او كه خاطیان را زنده زنده در میان آهك جوشان چال می كرد ، می برید و می درید نتیجه ایی برای تامین امنیت مردم این دیار نداشت و این در حالی بودكه كارگزارنش به انواع لطایف الحیل اسب اهدایی حاكم به من را با اسبی مردنی تعویض كردند و قیمت سه اسب را هم بعنوان هزینه های نگاهداری و انعام از من گرفتند .(صص : 113-110) در توصیفی كلی تر می افزاید حكام ولایات معمولا فرماندهان نظامی بودند و در اداره امور ایالتها مانند شاه مطلق العنان و خود كام بودند و در چنین وضعی سعادت و آسایش مردم بستگی به خصائل فردی و سلامت نفس حاكم داشت كمه میتوانست در گرفتن مالیات اعتدال جوید یا با آز و نابكاری مالیاتهایسنگین بگیرد و به مردم فشار آنورد و گرچه شاه بازرسانی داشت بر گرفتن مالیات در ولایان نظارت می كردند اما بسا حاكم و مفتش كه با هم ساخته با بیچاره كردن رعیت جیبهای خود را پر می كردند. (ص : 215) دولتمردان ایرانی از تجدد فقط به گذاشتن سبیل فرانسوی ( به تقلید از ناپلئون سوم) اكتفا كرده اند (ص : 164) و در حالی كه از صدر تا ذیل برای انجام جزئی ترین و ابتدائی ترین وظایف خود به انحا مختلف پول و انعام طلب می كنند از گاز كشی یك خیابان مركزی پایتخت و روشن نگاه داشتن آن عاجزند . وی تصریح دارد كه نگهبانانی كه از سوی دولت به محافظت خانه ما در تهران مامور شده بودند هربار كه در منزل وارد یا خارج می شدیم از ما انعام میخواستند و مترجم وزارت خارجه هم هر روز به بهانه ایی می آمد و چای وقلیان می خواست .(ص : 162) در چنین وضعیتی شاه كه تازه از اروپا آمده و هوس كرده بود خیابانهای اطراف ارك را به تقلید از ایشان مجهز به چراغ گاز نماید نتوانست به این رویای خود جامه عمل بپوشاند زیرا نه پول داشت و نه دانش فنی این كار در كشور بود و لاجرم می بایست كارگر و مهندس از خارج بیاورد این بود كه از این كار صرف نظر كرد روی به چراغ نفتی و شمع آورد كه زود خاموش می شد و كم نور بود و از سوی دیگر ماموران دولت هم شمعهای خیابان چراغ گاز را پنهانی می دزدیدند . ( ص : 174 ) لاپوشانی و تملق هم از دیگر صفات ماموران ایرانی است كه ماساهارو با ایشان برخورد كرده می نویسد پیش از باریافتن بحضورناصر الدین شاه ، پسر وزیر خارجه به دیدنمان آمد و خواست كه در ملاقات با شاه ازمتانت و مهربانی و نهایت كوشش ماموران دولت ایران برای جلب رضایتمان بگویم و ایشان  را شایسته تحسین عنوان نمایم " این خلق خوی ایرانیان است اما من با خودم صادق بودم و نمی خواستم تعارف و دروغ بی جا بكنم ومی خواستم دل وزبانم یكی باشد" چیزی كه ایرانیان پذیرشش را ندارند.( صص: 182-181) برای اصلاح این نظام كهنه و فاسد اداری كسانی مانند میرزا حسین خان سپهسالار اقداماتی كردند كه در اثر دسیسه ها و اعمال فشار قدرتمندان سنتی جامعه كه منافع خود را در خطر می دیدند توفیق نیافتند و نهایتا با تحریك حس تمامیت خواهی شاه – كه حاضرنشد علی رغم تمام ادعاهای تجدد طلبی و ترقی خواهی اش حتی بخشی از اقتدار و اختیار خود در اداره امور كشور را به نهادهای قانونی واگذار نماید –  قربانی خودكامگی سیاسی قاجارها و اقتدار مطلق و غیر قانونی ایشان شدند.ماساهارو با تعجب می نویسد : سپهسالار " شیفته فرهنگ اورپایی بود ... به بررسی و تحقیق در شیوه حكومت و نظام سیاسی در اروپا پرداخت ... او الگوی قانون اساسی و شیوه اداره كشور در اروپا را برای ایران به ارمغان آورد و با اشتیاق درپی آن بو كه نظام كهنه حكومت در ایران را متحول سازد اما این حرفها در میان اصحاب حكومت زمینه پذیرش نداشت ... پیشنهاد اصلاحات او رد شد و خود وی هم مقام دولتیش را از دست داد " در حالی كه شاه او را به كاردانی می شناخت و میخواست از قابلیتهایش استفاده كند. (ص : 163 ) اما ماساهارو نمی گوید كه این "اصحاب حكومت" چه كسانی هستند كه حتی قادرند شاه را تابع خود سازند و تنها ازاین رویداد با عنوان " تكان دهنده و حیرت آور " یاد میكند. (ص : 164)

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
foot complaints
شنبه 18 شهریور 1396 04:28 ب.ظ
I always spent my half an hour to read this webpage's content everyday along with a mug of coffee.
http://kristelleason.blogas.lt
چهارشنبه 18 مرداد 1396 01:35 ب.ظ
Its like you read my mind! You appear to know so much about this, like you wrote the book in it or something.
I think that you can do with a few pics to drive the message home
a little bit, but other than that, this is fantastic blog.
A great read. I will definitely be back.
Dino
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:49 ق.ظ
Hello to all, it's really a fastidious for me to pay a visit this site, it
contains priceless Information.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر