تبلیغات
داستانهای کوتاه از تاریخ - واکاوی سفرنامه یوشیدا ماساهارو از منظر انحطاط شناسی ایران ( قسمت چهارم )
با تاریخ همیشه یک گام جلوتر از دیگرانید !!

واکاوی سفرنامه یوشیدا ماساهارو از منظر انحطاط شناسی ایران ( قسمت چهارم )

تاریخ:دوشنبه 22 فروردین 1390-06:15 ب.ظ


نظام قضایی ایران

ماساهارو به اختصار از نظام قضایی ایران عبور می كند و در كشوری كه خودكامگی سیاسی جایگزین اقتدار قانونی شده این موضوع عجیب نمی نماید . وی صراحت دارد كه نظام قانونی ایران در دستان علماء و شاه است بدین صورت كه محاكم داوری با قاضیانی كه از سوی ایشان منصوب می شوند كار می كنند و احكام خود را در محدوده جرایم دینی و عرفی صادر می نمایند . وی تعدادی از مجازات های رایج در ایران آن عصر را آورده و با "سنگدلانه" خواندن سربریدن ده تن از دزدان و قطاع الطریق ( ص : 207 ) ، خواننده را در برابر این پرسش قرار می دهد كه با وجود چنین مجازات سنگینی چرا راههای ایران پر از دزد و حرامی است ؟ در جای دیگر تاكید دارد كه دستگاه قضایی در دست روحانیان است. (ص:208) .اما ماساهارو از حقوق اساسی مردم و مفاهیمی چون قانون اساسی و امنیت جانی و مالی سخن نمی گوید ، تنها كسی كه از وی در مورد قانون اساسی می پرسد شاه است البته آنهم پس از آنكه مطمئن شده است امپراتور در اداره كشور  نقش اصلی را دارد ، شاه پرسید : "آیا امپراتور مملكت را به خواست و اراده خود اداره میكند ؟ " و من پاسخ دادم : "اعلیحضرت امپراتور خود به كارهای مملكتی می رسند و وزیران دولت معظم له را یاری می دهند " آنگاه شاه از قانون اساسی می پرسد : " آیا قانون اساسی تازه در ژاپن پس از به سلطنت رسیدن امپراتور میجی تصویب و اعلام شد یا كه قانون اساسی از مدت ها پیش تدوین شده بود ؟ " و یوشیدا چنین پاسخ می دهد : " قانون اساسی ما از 2500 سال پیش تاكنون هنچ گاه عوض نشده و فقط اصلاح های در آن شده  آن را با احوال و سیاست روز سازگار ساخته ایم " (ص : 187) اظهار نظر اخیر ماساهارو ما را به این باور می رساند که خود وی هم معنای قانون اساسی و نقش آن در نظام جدید را نمی دانسته و آداب و سنن کهن این کشور را معادل قانون اساسی که مفهومی متعلق به دوران جدید است پنداشته است اما در ایران آن عصر حتی بهره مندی از قوانین طبیعی ، مانند قانون رسیدگی به اسبان را امری زائد می شمارند و می گویند : " در ایران به چنین مقرارت دست و پا گیر نیاز نیست " ( ص : 128)

باورهای عمومی

ماساهارو در بخش پایانی كتابش بصورتی سامان یافته به برخی از باورهای عمومی ایرانیان اشاره می كند ، اعتقاداتی كه بیشتر بازدارنده وعامل عقب ماندگی ایشان شده است و این در حالی است كه خود وی اسلام را دینی پویا و خلاق توصیف كرده است : " هدف بنیادی اسلام زدودن هواها و آلایش های دنیوی بود و این آئین برمنش اثباتی ارزش نهاده آدمی را به كار و فعالیت تشویق كرده است "  وی با دفاع از حكم اسلام در مبارزه با نابكاران تعجب میكند كه چرا در این زمان مردم برای حق ودرستی مبارزه نمی كنند وبه سان سربازان ایرانی ترجیح می دهند بجای جنگ با دشمن ، ذكر و تسبیح بگویند و " به بهشت رفته با حوریان هم بالین شوند " (ص:201) سخنان وی در باره اصلاح طلبی و ترقی خواهی ایرانیان در ظاهر متناقض است زیرا در حضور شاه  و طی نطقی رسمی می گوید : " پیشرفت و تعالی سطح تمدن خواست واقعی و آرزوی قلبی مردم ایران می باشد به درجه ای كه در تاریخ ایران سلبقه نداشته است " (ص: 185) و در جای دیگری می نویسد : وضع مردم دگرگون شده  " روحیه و اعتماد به نفس و شوق و نیرویشان كاستی گرفته و جلالتشان را از دست می دهند آنها در پی پوسته و پیرایه آسان یاب فرهنگ تفننی (وارداتی) بودند و فرهنگ اصیل و غنی خود را در این رهگذر می باختند برای هرملتی نیكو وارزنده است كه فضیلتی تازه پیدا كند و عیبها و كمبودهایش را ازمیان بردارد " اما نباید فضیلت و معنویت خود را كنار نهند به بهانه نوجویی میراث خوب خود را هم كنار گذارند كه نتیجه این كار شكست است  ( ص : 201) . اما این تناقض با مراجعه به بخشهای دیگر كتاب حل می شود، یوشیدا از میل مردم به ترقی خواهی سخن می گوید اما همچنان كه خود تصریح دارد مجموعه اوهام و خرافاتی كه ایشان را در بند كرده است را مانع این تعالی می داند این اوهام هم در باورهای خرافی متجلی می شود و هم در شیفتگی به ظاهر تمدن غربی نمودار می گردد و نهایتا با اعمال زشتی كه زاییده توامان این دواست تحكیم می یابد.وی می نویسد : " ایرانی ها پیش رمال و غیبگو می رفتند تا بپرسند كه سعادت یارشان خواهد بود یا نه ، اگر هم می بایست در باره چیزی تصمیم بگیرند به حساب سعد و نحس و طالع بینی متوسل می شدند ، همه غیبگوها و دعا نویسها آخوند (نما) بودند آنها را دعا بده می خواندند و مانند كاهنان بودایی ... بسته طلسم و تعویذ و بخت گشا به مردم می دادند از یكی از این دعا نویس ها پرسیدم دعانویسی و جادوگری را كی و چگونه شروع كرده است و او صادقانه پاسخ داد خداوند بر حق ما خوش شروع كرد و به من یاد داد " ( ص: 211) . اوهامی كه حتی در بهره گیری از علمی ترین یافته های نظام جدید ایشان را دچار تحیر و سرگردانی می كرد ، گاه با تفریط چنان می نمودند كه نظاره گر ژاپنی ما را وا می داشت بنویسد : ایرانی ها به طب جدید باور ندارند و بیشتر به روشهای غیر منطقی گذشتگان مانند حجامت روی می آوردند و ترحیح می دادند " برای درمان درد و بیماریشان به خداوند توكل و توسل جویند ، آنها به درمان پزشكی و دارویی عقیده ایی نداشتند زیرا كه آن را نمی دانستند" (صص : 211-210) و گاه با افراط هر خارجی را "حكیم صاحب " صدا زده از وی طلب دارو و درمان می كردند ( ص : 102 ) . آنچنان كه گفتیم این باورها با ظهور در كردارهای زشت تری تحكیم می شد و چرخه انحطاط و عقب ماندگی كشور را سریعتر می گرداند و در حالی كه ژاپنی هم هم عصر وی هرگونه ناكامی و شكست را به حساب بی برنامگی و محاسبات نادرست خود می گذاشت و مسئولانه عواقب كارهایش را می پذیرفت ؛ ایران هم عصر وی حاضرنبود حتی مسئولیت روشن ترین اشتباهاتش را پذیرا گردد ، به نوشته یوشیدا خدمتكاری كه از اربابش دزدی می كرد در توجیه كار خود می گفت : " تقصیر خودم نیست شیطان در جلدم رفته و این كار را كرده است من كه گناهی نكرده ام " (ص : 170 ) اما ماساهارو حتی طاقت فرسا بودن هوای بوشهر را به عوامل غیر قابل كنترل منسوب نمی كند و می نویسد : " اگر من در این نقطه به "رنج و سختی افتاده ام ، كیفر كردار خودم است كه همیشه رفتار و منش نیكونداشتم " (ص : 54) و هنگامی كه برغم تحمل سفری سخت موفق نمی شود ویرانه های بابل را ببیند و چیزی نمانده جانش را بر سر آن بگذارد می نویسد خداوند حتما بخاطر آنكه " نیندیشیده و نسنجیده " اقدام به این كار كردم كیفرم داد و از دیدن بابل محرومم كرد. ( ص : 76 ) وی با احترام به معتقدات مذهبی مردم مانند قربانی كردن شتر در عید قربان در حالی كه از غربی ها بخاطر درك نكردن رمز و راز آن انتقاد میكند( صص : 181-180 ) نمی تواند از زن بارگی اشراف و اعیان انتقاد نكند و با تعجب و سرزنش می نویسد " این كار برای ایرانی ها خوشتر از هر چیز بود "  (ص : 173 ) .

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
https://tyraskilling.wordpress.com/
سه شنبه 2 خرداد 1396 04:48 ب.ظ
Somebody necessarily assist to make significantly posts I
might state. That is the first time I frequented your web
page and to this point? I surprised with the analysis you made to make this particular put up
amazing. Great activity!
Cruz
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:14 ق.ظ
Thanks for every other wonderful post. The place else could anyone get that
type of information in such a perfect means of writing?
I have a presentation next week, and I am on the search
for such information.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر