تبلیغات
داستانهای کوتاه از تاریخ - ترقی خواهی ایرانیان
با تاریخ همیشه یک گام جلوتر از دیگرانید !!

ترقی خواهی ایرانیان

تاریخ:جمعه 2 اردیبهشت 1390-10:58 ب.ظ

واكاوی سفرنامه یوشیدا ماساهارو از منظر انحطاط شناسی ایران ( قسمت پنجم )

ترقی خواهی ایرانیان

از خلال نوشته های ماساهارو می توان تصاویری منقطع و گسسته از ترقی خواهی ایرانیان - والبته بیشتر موانع آن -بدست آورد در این نوشته ها از عوامل عقب ماندگی ایران مانند دخالت استعماری روسیه و انگلستان تا ضعف نهادهای آموزشی و انحصار آن به داستانهای مذهبی ، از اوضاع نابسامان كشاورزی تا قحطی های كشنده ، از تجدد طلبی ساده انگارانه و ظاهری متجددین تا مقاومت سنت پرستان و ملی گرایان در برابر آن و سرانجام از ناكارآمدی دولتمردان تا گسست ملت و دولت سخن گفته شده است. وی اشاره دارد كه یكی از تولیدات عمده كشاورزی ایران در شهرهایی مانند اصفهان تریاك است  (ص : 138 ) كه ارمغان آن سستی و خمودگی است ، دردمندانه از قحطی كشنده ایی كه در 1866 روی داده و منجر به مرگ دویست هزارتن از مردم ایران از "گرسنگی" شده است یاد می كند . (ص : 201 ) از كمبود آب آشامیدنی حتی در پایتخت می نویسد كه چرا در حالی كه مردم تهران آب برای خوردن ندارند " آب صاف و پاك فقط به شاه ( و كاخ نشینان ) می رسید.مردم تشنه می ماندند اما ناله درخواست و التجای آنها در شر شر فواره های كاخ و ارك شاهی گم می شد " (ص : 173 ). یوشیدا از سویی انحصار نظام آموزشی ایران به نقل "داستانهای مذهبی" را نمی پسندد ( ص : 208 ) وازسوی دیگر دخالت روسیه و انگلستان در امور ایران را  بعنوان یكی از عوامل مهم عقب ماندگی ایران سخت نكوهش می كند و از سلطه وحشتناك این دو كشورمی هراسد، در ابتدای ورودش به ایران در بوشهر نوشت : " در زمینه سیاسی مردم ایران از انگلیس سخت هراسانند . دولت انگلستان امور ایران را به اشاره انگشت كوچكش و به دلخواه می گرداند." ( ص : 51 )  براین باور است كه بریتانیا با طعمه قرار دادن كمك های مالی ، ماهی ایران را به "دام سهمگین" خود انداخته است . ( ص : 196 ) از ترس مردم از روسیه هم نوشته : "ایرانی ها از روسیه بیمناكند و ملاحظه دارند ، اگر رابطه سیاسی ایران با انگلیس ( و رقابت انگلیسیها با روسها در این جا ) ‌نبود دو ایالت شمالی ایران زیر پرچم امپراتوری روسیه كه نقش عقاب دوسر دارد می رفت " ( ص 231 ) وی عدم آماده سازی ساحل انزلی را هم از ترس حمله روسها دانسته می نویسد : " اگر ایرانی ها بستر مرجانی انزلی را میشكافتند كشتی های 500 تا600 تنی هم می توانستند در آن پهلو بگیرند اما ایران فكر می كرد این مانع طبیعی برای جلوگیری از حمله احتمالی نیروی دریایی روسیه خواهد شد . " ( ص : 231 ) از نظروی گرچه دو كشور روسیه و انگلستان برای بدست آوردن منافع بیشتر در ایران  با هم رقابت دارند اما وجه مشترك اقدامات ایشان فشاری بود كه آزادی عمل سیاسی و تدابیر اجرایی را می گرفت : " هرگاه كه روس و انگلیس در پی حصول منافع خود بر می آمدند ایران را از دو سو در منگنه می گذاشتند و ایران نمی توانست تكان بخورد و آزادنه سیاستی را تدبیر و اجرا كند " ( ص : 200 ) نهایتا با اشاره به اقدامات دوكشور روسیه و انگلستان در تجزیه خاك آن و دخالت در امور داخلی اش هشدار می دهد كه " اگر ایران به موقع و بطور قاطع به چاره اندیشی برنیایید بزودی در رقابت اژدها ( انگلیس ) و ببر ( روسیه ) جان خواهد داد( ص : 235 ) .یوشیدا می گوید این كه ترقی خواهی ایرانی به انجام نمی رسد معلول عدم شناخت صحیح هم متجددین و هم مخالفان تجدد از مفهوم مدرنیسم و پیشرفت و ترقی است، درك نادرست و سطحی دولتمردان متجدد از نوگرایی كه آن را محدود به ظواهر كرده اند و ترس بی مورد سنت گرایان كه تجدد را بمعنای ازدست رفتن باورهای مذهبی و سنن ملی می دانند از مفاهیمی است كه می توان از نوشته های این ناظر اوضاع آن روز ایران استنباط كرد.وی از شیفتگی دولتمردان ایرانی به ظواهر تمدن غربی یاد كرده می نویسد : از بزرگان دولت ایران آنها كه  " اروپا دیده و شیفته تمدن و معرفت جدید بودند لباس طرز اروپایی در بر می كردند و كلاه فرنگی به سر میگداشتند از صاحب منصبان دولت 40 درصدشان به طرز اروپایی و 60 درصد به رسم ایرانی لباس می پوشیدند " (صص : 176-175) یوشیدا با یاد آوی سیر تجدد در ژاپن به نگرانی مشترك خود و ملیون هركشور از فراموشی آداب و سنن و فضایل سنتی اشاره می كند و می نویسد : هفته ایی یك بار خارجی های تهران دور هم جمع شده " در باره پیشرفتها یا ناكامی های سیاسی ایران و مناسبات این دولت با دیگر كشورها گفتگو می كردند ، هربار كه به اینگونه صحبتها گوش می دادم فكر و رفتار خارجی ها در ژاپن به یادم می آمد ، در باره آینده ژاپن می اندیشیدم ، فكر می كردم كه هر ملتی باید فضیلتهای خود را نگاه دارد و پاسداری خصلت و فضیلتهای قومی و میراث معنوی و دنبال كردن اهداف و نیات ملی رسالتی است كه برعهده مردم است " ( صص : 171-170 ) . و سرانجام در شرحی نسبتا مفصل و تایید آمیز از زبان "علیخان كارگزار خارجه دولت در رشت " ، علل انحطاط ایران و چاره كار آن را چنین آورده است : " ایران از یاری روس و انگلیس بی نیاز نیست ما نمی توانیم با استقلال زندگی كنیم . ما ایرانی ها عادتمان است كه از خارج تقلید كنیم ، مافقط رویه و پیرایه جامعه امان را نو میكنیم (نه عمق آن را ).هرگونه تلاشی در تحول و اصلاح بنیادی ، پایه قدرت علما و حكام را سست می كند . ما باید نظام آموزش را متحول سازیم ، دانش و آگاهی مردم را بالا ببریم ، در كار قشون سرمایه بگذاریم ، حمل ونقل دریایی را رونق بدهیم تا بتوانیم كشورمان راحفظ و تقویت كنیم و به پیش ببریم .اگر ما به تلاش برنخیزیم آقازاده ها و جوان های اشراف و بزرگان در لباس فاخرشان و با حرص و ولعی كه به درجه سرتیپی و امیری و سالاری لشكر دارند مسلط می شوند و اینها فقط به تقلید ظواهر تمدن و معرفت اروپا بسنده می كنند و در نهان خواسته ها وهوس هایشان را پی می گیرند در این احوال سربازان خسته ودلزده می شوند ، مردم روحیه اشان را می بازند ، نظم كار قشون از میان می رود و افسران به ولخرجی و تجمل و تن آسایی می گدارانند . در این وضع ایران بدشواری خواهد توانست از مرض خمودگی و عقب ماندگی رهایی یابد " (ص : 233 ) این نسخه مفصل البته پیش شرط مهم دیگری هم دارد و آن اعتماد متقابل دولت وملت بر اساس مصالح ملی است ، اعتمادی كه از بین برنده " گسست دولت و ملت " می باشد . گسستی كه از مهمترین عوامل عقب ماندگی و انحطاط هر كشوری است . این نكته را علیخان مذكور به درستی یافته و یوشیدا هم با تحسین تایید كرده می نویسد : علیخان گفت : " در ایران دولت و ملت از هم فاصله دارند ... این سخن او عالی و ستودنی بود " (ص:228 ) .

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
http://regeniaosbon.weebly.com/1/feed
چهارشنبه 18 مرداد 1396 11:15 ب.ظ
It is in reality a great and helpful piece of information. I'm happy that you simply shared this helpful information with us.
Please stay us informed like this. Thank you for sharing.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر