تبلیغات
داستانهای کوتاه از تاریخ - ناپلئون بناپارت و انحطاط ایرانی ، فتحلیشاه و اوهام سلطانی
با تاریخ همیشه یک گام جلوتر از دیگرانید !!

ناپلئون بناپارت و انحطاط ایرانی ، فتحلیشاه و اوهام سلطانی

تاریخ:سه شنبه 10 خرداد 1390-07:41 ب.ظ

از آموختنی های تاریخ جهان هم دوره بودن شخصیتهایی است که به نبوغ یا حماقت شهره اند یکی از این نمونه ها ناپلئون بناپارت و فتحلیشاه قاجار می باشد که در ابتدای قرن نوزدهم حاکمان ایران و فرانسه بودند این دو با هم مکاتباتی دارند که از خلال آن می توان به طرز فکر ، جهان بینی و تلقی هریک از اوضاع و احوال جهان دست یافت و دانست که چرا یکی ناپلئون می شود و یکی فتحلیشاه قاجار ، یکی ایران می شود و یکی فرانسه ، یکی در پی یافتن علل و اسباب برتری بر دنیا است و دیگری غرق در اوهام احمقانه اش خود را برترین خلقت هستی و قبله عالم می انگارد.

ناپلئون در تاریخ 16 فوریه 1805 به فتحلیشاه نوشت :

".... ایران خطه ایی است شریف که آسمان به آن موهبت های فراوانی ارزانی داشته است. ایران مسکن مردمانی هوشیار و صاحب ذکاوت و بی باک است که شایسته ی حکومت خوب هستند. باید که از یک قرن، بزرگترین جمع اسلاف تو لایق فرمان راندن برآن ملت نبوده باشند، چرا که گذاشتند که این ملت خود را عذاب دهد و در آتش اختلاف نظرهای داخلی نابود گردد.

نادرشاه جنگاوری بزرگ بود و توانست قدرتی عظیم بدست آورد در برابر آشوب طلبان وحشت انگیز بود و در برابر همسایگان مخوف. بردشمنان خود ظفر یافت وبا افتخار سلطنت کرد ولی آن فرزانگی رانداشت که به حال حاضر بیاندیشد و هم به آینده، اخلاف او جانشین او نشدند."[1].

ناپلئون در نامه دیگری شهامت ملتها را در مقایسه با بی خبری از دانش و تکنولوژی مهلک توصیف کرده خطاب به فتحلیشاه نوشت : " ملت ها همه به هم نیاز دارند مردمان خاور زمین شهامت و نبوغ دارند ولی بیخبری از بعضی فنون و تغافل از بعضی انضباط ها که قدرت و فعالیت ارتش ها را صدچندان می کند، در جنگ با مردمان شمال و غرب به آنها زیان رسانده است . ما هماهنگ با هم کار می کنیم تا ملت های خود را مقتدرتر ، ثروتمندتر و بهروزتر گردانیم. [2]"

 

 

گوبینو جمله ای دارد که تفاوت فاتحان شرق  غرب را چنین توصیف می کند : تفاوت نادر و ناپلئون در آن است که ناپلئون در دوره خود اصلاحات در قوانین فرانسه کرد و قانون مدنی بزرگی معروف به «کدناپلئون» از خود باقی گذاشت که تمام دنیا از آن اقتباس کردند ولی نادر هیچ قدمی در راه اصلاحات اداری کشور برنداشت[3].

 

اما فتحعلی شاه در جواب  ناپلئون  چه نوشت !؟

وی نوشت :

"شاید بتوان گفت که هر حرف در این اوراق شریف ، قطره عنبری بود که برروی کافور مصفا چکید و یا گیسوان پرچین و شکن و عطرافشان برروی رخسارهای گلگون نگارین سوسن بر بود.

رایحه عنبرین این نگاشته دلپذیر، خوابگاه روح حساس مودت ما را معطر و معتبر ساخت و سراچه دل سرشار از ثبات اراده و راستی ما را عطرافشان کرد... از نخستین ایام بهاران که اتحاد ما بوجود آمد، دلهای ما از کاشتن چمنزاران و باغهای مودت و نگاهداری گلبن اتحاد در حد اعلای طراوت با آبیاری کردن آن با امواجی که از قلم روان می شد و در مکاتبات پیچ وتاب می خورد، شیرین ترین لذت ها را برد.

بالاخره این دل از این اینکه سفیران دو دربار را چون بلبلانی می دید  که نعمات موزون وفا و حسن تفاهم می سرایند ، بالاترین حظوظ را می یافت.....» [4].

از آنچه گفته شد نکاتی ارزشمند در انحطاط شناسی ایران در می یابیم ، مرد فرانسوی بدنبال یافتن علل واقعی ترقی و پیشرفت است و با واقع گرائی بر علم و تکنولوژی و کار و تلاش تاکید می کند و شاه ایرانی که غرق در تخیلات شاعرانه و حال و هوای قصه های هزار و یک شب است از گل و بلبل و چمنزاران و باغهایی سخن می گوید که در پرده اوهام خود آفریده است ، همه چیز را به سرنوشت و آسمان حواله می دهد و از نقش انسان و کار و تلاش وی در بهروزی ملتها و وظایف حاکمان غافل است.

 

 

 

 



افشار یزدی محمود،سیاست اروپادر ایران،بنیاد موقوفات افشار،تهران،1388، ص221- [1]

-همان ، ص223[2]

-گوبینو ، سه سال در دربار ایران ، تهران ، ص90[3]

- افشار یزدی محمود،سیاست اروپادر ایران،بنیاد موقوفات افشار،تهران،1388، ص223[4]




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How do you stretch your Achilles?
سه شنبه 17 مرداد 1396 04:56 ق.ظ
Simply want to say your article is as amazing.
The clarity in your post is just great and i can assume you're knowledgeable in this subject.
Fine along with your permission allow me to take hold of your feed to keep up to date with approaching
post. Thanks a million and please carry on the enjoyable work.
home std test
جمعه 2 تیر 1396 07:03 ب.ظ
core از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن دلنشین
ابتدا آیا واقعا حل و فصل کاملا با من پس از
برخی از زمان. جایی درون پاراگراف شما قادر به من
مؤمن اما فقط برای کوتاه در حالی
که. من این مشکل خود را با فراز
در مفروضات و یک ممکن است را سادگی به پر کسانی
که شکاف. که شما که می توانید انجام
من می قطعا تا پایان مجذوب.
خواجه
جمعه 27 خرداد 1390 11:25 ب.ظ
با سلام خدمت استاد بزرگوارم
اینبار هم از نوشته های منتقدانه شما استفاده کردم.امیدوارم همواره موفق باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر