تبلیغات
داستانهای کوتاه از تاریخ - ایران خراب کی آباد کنیم
با تاریخ همیشه یک گام جلوتر از دیگرانید !!

ایران خراب کی آباد کنیم

تاریخ:دوشنبه 10 مرداد 1390-01:47 ب.ظ

ایران خراب کی آباد کنیم
از روزی که شروع به خواندن و مطالعه تاریخ کردم هدف اصلی من کشف و بیان علل انحطاط و اسباب ترقی و پیشرفت بوده است ، سخت باور دارم که این کار تنها از تاریخ بر می آید نه از نانو و بایو و دیگر علوم !! و این خود بیانگر بخشی از ضرورت آموزش تاریخ علمی است که در کشورهای برخوردار با درک آن چنین می کنند اما متاسفانه در کشور ما هنوز هستند کسانی که در ضرورت تدریس آکادمیک و عالمانه تاریخ شک دارند و به دستاوردهای آن با دیده تردید و دو دلی  و حتی بدگمانی و هراس می  نگرند ، ما را با ایشان کاری نیست که همان تاریخی که منکر آن هستند در باره ایشان داوری خواهد کرد و کردار و گفتارشان را به آیندگان باز خواهد نمود.

من همواره بدنبال یافتن رمز و راز پیشرفت و ترقی و سعادت ملتم هستم و تاریخ را با این ایده می کاوم تا بنگرم شاهدان و ناظران و ناقلان آن چگونه از آن سخن می گویند و چطور می توان اسباب و علل آن را از این نوشته ها بازیافت و ارایه کرد .
اهمیت دادن به سفرنامه های خارجی هم درست به همین دلیل است زیرا ناظران خارجی با توجه به کنجکاوی همه جانبه اشان در مواجه با جامعه ای جدید و ناهمگون با کشور خود در همه چیز و همه کس دقت می کردند ، ایشان با داشتن آزادی عمل بیشتر در نوشتن آرا و افکار خود ، محدودیت نویسندگان داخلی و گرفتاری به عادت و زور و ندیدن و ننوشتن برخی از حقایق را نداشتند ؛ هرچند گفتار ایشان هم نباید از نقد و بررسی عالمانه فروگذار شود و درستی و صحت نوشته هایشان می بایست با سنجش با دیگر منابع تاریخی به نقد در آید و باز بررسی گردد اما از لابلای نوشته های آنان می توان مطالب مهم و مفیدی درکشف علل انحطاط ایران و راههای توسعه آن یافت.

یکی از کسانی که در پایان سده هیجدهم به ایران آمده و نوشته های ارجداری از خود به یادگار گذاشته اولیویه فرانسوی (G. B. Olivier ) است ، پزشکی عضو هیات مدیره انقلاب فرانسه که در سال 1211 ق/ 1796 م  به ایران آمد و جامعه ایران را با دقت یک دانشمند علوم تجربی مورد بررسی قرارداد و با اقشار مختلف مردم و حکام و دیوانیان و وزرا و شخص آقا محمد خان قاجار دیدار کرد. وپس از آن ایران را کشوری در لبه پرتگاه دانست که با جهل مردمانش و غرور و خیره سری حکامش در حال زوال است ، وی با یک آینده نگری برخاسته از حقایق تاریخی ، کمی پیش از آغاز جنگهای ایران و روسیه تاکید کرد : حکومت ایران به پشت گرمی پیروزی هایی كه نادر شاه در برابر روسیه و عثمانی بدست آورده بود از این دو كشور بیمی به خود راه نمی داد و میگفت هروقت بخواهیم گرجستان را تصرف می كنیم و روسها نمی توانند در برابر ما مقاومت كنند و " نمى‏دانند كه از آن تاریخ تاكنون چه قدر تفاوت در میان این دو ملت پیدا شده است " (سفرنامه اولیویه‏ ، نویسنده: ا. اولیویه / ترجمه: محمد طاهر میرزا ، محقق / مصحح: غلام رضا ورهرام‏ ، ناشر: انتشارات اطلاعات‏ ، مكان چاپ: تهران‏ ، سال چاپ: ش 1371  ، نوبت چاپ: اول‏ ، تاریخ وفات مؤلف: 1814 م‏ ، صص 100-99 )
این فرانسوی هنگامی که ایران را ترک می کرد نوشت : ما هر امتیازی كه میخواستیم می توانستیم از حكومت ایران بگیریم ! حتی اگر خارك را می خواستیم با همه منافع تجاری اش ( سر راه تجارت دریایی هند به مصر ) با رضایت خاطردر اختیار مان میگذاشتند !! اما امتیاز گرفتن از مملكتی خراب و ملتی در حال مرگ چه نفعی برای فرانسه دارد ؟ وی عامل اصلی این ویرانی را استبداد و تبعات آن مانند نا امنی و جنگ های داخلی بر می شمارد و می نویسد :
" البته با اراده ما بود كه اگر مى‏خواستیم، تجدید معاهده كرده و عهد مى‏گرفتیم كه ملت فرانسه در اصفهان و شیراز و در بنادر فارس مراوده داشته باشند. یقین داشتیم كه در واگذار كردن جزیره خارك كه ملت فرانسه پیش از ابطال مجمع و كمپانى خود در هند الشرق، از كریم خان خواهش كرده بود، مضایقه نمى‏كردند. اما چه حاصلى از براى ملت فرانسه داشت. ملت فرانسه را به‏نظر صواب و معقول ابدى كه داخل مملكت خراب شده بود، در حالت سكرات موت و احتضارست. اگر مجمعى تكلیف نماید و مراوده كند، چه حاصلى داشت و چه اعانتى مى‏توان از ملتى داشت كه متصل گرفتار حكومتهاى ظالمانه باشد. در مردن هر پادشاه، تمام امرا و خوانین با هم نزاع و جدال درآیند، و علم استبداد افراشته دارند و همواره عرصه شمشیر هلاكت باشند، و به اسم قاتل از دست حریصى شربت مرگ نوشند."  (همان ، ص 102 )

وی در ادامه توصیفش از اوضاع ایران نبودن امنیت جان و مال در كشور استبداد زده ایران را عامل عقب ماندگی آن معرفی می كند ، عاملی كه حتی كشوری مانند فرانسه را از سرمایه گذاری در ایران و بهرمندی از امتیازات آن منصرف می سازد
" پس ما مكرر مى‏كنیم آنچه را گفتیم كه دولت ایران در این حال [نمى‏تواند] نظر اعتناى تجّار را به طرف خود جذب كند، زیرا تجّار در اینجا نه كسب اعتبار و تحصیل اطمینان و نه ضمانت دولت را توانند داشت. منفعتى كه در ایام آسودگى و سلم طمع دارند، به قدرى نیست كه خسارت كرده و نترسند از آنكه یك روز جنگ، تمام سرمایه و رأس آنها را عرضه تلف كند. هیچ كس بهتر از تجّار این مسأله را نمى‏داند، وقتى كه استبداد به درجه‏اى رسد كه غنا و ثروت، تقصیر و گناه عظیم شمرده شود، مردم متّصل در حق مال و جان خود متزلزل باشند. وقتى كه تمام روابط مدنیت و انسانیت از هم گسیخته گردد، تبعه ملت خارجى در صورت چنین حكومتى چگونه مى‏توانند امیدوار به اقامت و تجارت در چنین محلى باشند." (همان ،  ص 102 ) و این نکته یکی از علل اساسی عقب ماندگی ایران و نبود آن عامل پیشرفت اروپای آن زمان بود زیر به باور جامعه شناسانی مانند برینگتن مور از شروط اولیه توسعه مقدس شمرده شدن ثروت و سرمایه است که لازمه رشد تجارت و انقلاب صنعتی می باشد و من در جای دیگر به تفصیل بدان خواهم پرداخت.
اولیویه با توصیف بلوك قم و استعداد طبیعی آن برای آبادی ستم حكام و خود كامگی را عامل ویرانی ایران دانسته می نویسد هنگامی كه ما به این شهر مقدس رسیدیم ویرانه ایی بود با حدود 300 نفر جمعیت و چون علت آن را جویا شدیم یكی از این گور برخواستگان گفت : " هنگامى كه ما به این شهر رسیدیم، سیصد نفر در شهر بیشتر نبودند. از یكى علت قلّت این جمعیت را استعلام كردیم، آهى كشید و اشكى ریخت و پاسخ داد كه چه گویم. آیا آثار خرابى خانه‏هاى ما را كه تلّى خاك شده‏اند نمى‏بینید؟ و نمى‏دانید كه این قدمهایى كه برمى‏داریم، در روى اجساد مقتوله پدران و پسران و برادران و اطفال خویشان ماست؟ این آیا از ظلم‏وجور بى‏نهایت و بى‏حساب رؤسا و حكّام خبر نمى‏دهد؟ تاكنون مزارع لم‏یزرع و زمینهاى بایر و دهات خراب و مردمانى كه از اغتشاش داخلى گرفتار فقر و فاقه گردیده بودند، بسیار دیده بودیم و بسیار تحیّر و تأسف مى‏خوردیم، امّا از دیدن چنین شهر متبرّكه‏اى كه بتازگى گرفتار فلاكت و مبتلاى چنین مصیبتى شده بود و خاصه از دیدن جمعیت بیچارگان پریشان‏حال و بد (همان ، ص 106)روزگار كه اكنون از قبور برخاسته‏اند، دلهاى ما شرحه‏شرحه شد. به قدرى متألم و متأثر گردیدیم كه نمى‏توانستیم [بیشتر] ملاحظه چنین صورتى كنیم. غیر از تأسف، چاره دیگر نداشتیم كه این هم چاره نبود. از طرف دهر و حوادث روزگار بسى اتفاق افتد كه شهرى به آتشى سوزد، یا مالى غرق شود، یا زلزله مملكتى را تمامى عالیها و سافلها سازد، یا كوه آتش‏فشان سبب هلاك و انهدام مملكتى گردد، امّا تمام اینها از آثار طبیعى است كه لازمه قانون و رسمیت این كره خاكى كه منزل و مسكن ماست، باشد. در هیچكدام از این حوادث انسان را شكایتى از ابناى جنس خود نرود. اما در مملكتى كه حكومت استبداد، صورت فرمانروایى گیرد و دشمن‏ترین ابناى جنس خود، همان انسان باشد، و همیشه مهیاى هلاكت یكدیگر شوند، كسانى كه لازمه مرتبه آنها، حمایت پدرانه از حق دیگران است، هم از بخت آنها تیغ به كف فرزندان خود نهاده، به قتل همدیگر فرمان دهند و به هلاكت یكدیگر تحریص كنند. این بیچارگان به تحریك چنین [افرادى‏]، كوركورانه به جانب هلاكت خود روند و در اتمام و انهدام خویش سعى و اهتمام كنند. پس در چنین احوالى، چه خیال توان كرد. چه‏قدر دور است انسان از دانشى كه به آن فخر و امتیاز دارد. (همان ، ص 107 )

 

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
http://ethylsabine.weebly.com/blog/shoe-lifts-for-leg-length-discrepancy
چهارشنبه 18 مرداد 1396 08:58 ق.ظ
Thank you for any other informative site. Where else may I get that kind of info written in such
an ideal way? I have a undertaking that I am simply now working on, and I have been on the
glance out for such information.
http://shaquitabroadwell.weebly.com
جمعه 30 تیر 1396 09:43 ب.ظ
You ought to take part in a contest for one of the best websites on the net.
I will recommend this blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر