تبلیغات
داستانهای کوتاه از تاریخ - ترقی و پیشرفت اصولی دارد
با تاریخ همیشه یک گام جلوتر از دیگرانید !!

ترقی و پیشرفت اصولی دارد

تاریخ:سه شنبه 8 شهریور 1390-01:38 ب.ظ

ترقی خواهی خود کامانه
سرجان مالکوم سفیر و فرستاده کمپانی هند شرقی در ابتدای قرن 19 میلادی بود که سه بار به ایران آمد و اهداف سیاسی انگلستان را بخوبی پیش برد و در این کار چنان توفیق یافت که مجسمه یادبودش را ساختند و لقب سر بخشیدندش اما در کنار ماموریتهای سیاسی که وی دنبال می کرد ، و در راستای منافع ملی کشورش بود ، با توجه به سلایق و علایق و دانش خویش برای مردم انگلستان کتابی نوشت به نام تاریخ کامل ایران ، این اثر، در سال 1815 م به زبان انگلیسى تألیف و در 1287 ق توسط میرزا اسماعیل حیرت، به فارسى ترجمه شده است.
در این کتاب با اشاره به مشاهدات خود از ایران و نیز به نقل از مشاوران و معتمدان ایرانی خود و استفاده از آثار دیگر فرنگیانی که به ایران آمده اند به ترسیم اوضاع اجتماعی ایران در ابتدای سده نوزدهم میلادی پرداخته است که برخی از مطالب آن با مقایسه منابع دست اول تاریخی آن دوره قابل استناد و ارجاع تاریخی می باشد ، از جمله با اشاره به اسباب انحطاط ایران که مهمترینش خودکامگی سیاسی ، نبود امنیت ، ترس از نوآوری ، گسست ملت و دولت ، ندیدن منافع جمعی و مصالح عمومی  و راضی شدن به زندگی رزمره و بخور و نمیر است می نویسد حکومت خودکامه سیستمی ایجاد می کند که مردم در آن ناچارند منافع آنی خود را ببیند و نا امنی ناشی از آن سبب می شود که ایشان هرچیز را زود و برای خود بخواهند زیرا حکومتهای خود کامه بدلیل عدم مشروعیت سیاسی و عدم پشتوانه مردمی هرآن در معرض نابودی و جایگزینی با ستمگران دیگر قرار دارند از این روی جامعه کوتاه مدت شکل می گیرد و در چنین جامعه ایی جایی برای انباشت دانش و ثروت نیست همه چیز دم دمی و گذران و نا پایدار است و بیچاره آنکه "در رهگذر باد نگهبان لاله شد" !! چنین جامعه ایی انسانهایی می پروراند که " دم را غنیمت " می دانند و ستم و زور را پذیرا می شوند و بر جهل و سستی خود نام تقدیر و رضا می نهند و راضی به وضع موجود چشم از ترقی و پیشرفت برمی بندند وآنجا که منافع جمعی مقدم بر مصالح جمعی است چگونه انتظار ترقی و پیشرفت می توان داشت !؟ با همین مقدمات است که می نویسد این ملک هزار سال است که در جا می زند و در ظاهر نمایش پیشرفت و ترقی می دهد.
وی در باره مردم ایران و حکومت آن می نویسد :

"در بحبوحه حوادثى كه متوجه ایشان است، كمتر كسى از رعایت مصالح خود بیشتر نگاه می ‏كند. در تاریخ ایران بسیار است و اخبار مردمى كه مراعات لمرضات اللّه یا به جهت تحصیل نام و شهرت مبالغ خطیر در خیرات و مبرات مصروف كرده‏ اند. و بسیارى نیز از اوساط و ادانى ناس كه صاحب مكنت شده‏ اند، براى قوام استخوان و دوام نام، كاروانسراها و حمامها و دیگر ابنیه مفیده مشاعه‏  بنا كرده ‏اند، لاكن هیچ‏كس به خیال فایده عموم كارى نكرده است و نمی ‏كند. به اقرار خود، جمیع كارها محض خود است. و چون ملاحظه وضع و طرز حكومت شود، محال است كه غیرازین تواند شد. پادشاهى یا حاكمى از باب نیكى ذات یا حسن ادراك شاید به فكر ترقى و اصلاح حال ملك و ملت بیفتد، لاكن تدابیر چنین شخصى تابع وضع او است. او می خواهد كارى كه پنجاه سال مدت می خواهد تا تمام شود، در دو سال صورت بدهد. شتاب لابد منجر به مأیوسى خواهد شد، زیرا كه كارى كه باید به موجب قانون مخصوص انجام یابد، به زور صورت نخواهد گرفت. به ‏علاوه اینكه جمیع ترقیات كلى به تدریج است، حتى اینكه اگر چیزى به جهت صلاح ملت احداث شود، در ابتدا باید مردم رفته ‏رفته به آن آشنا شوند تا بعد از آن بالطبع میل كنند، و الا دوام نخواهد یافت.

وقتى با یكى از اهالى ایران كه مردى بود به غایت باهوش و قابل، به توپ ریزى اشتغال داشت، مؤلف اوراق را اتفاق ملاقات افتاد، بعضى از توپها را كه ریخته بود به نظر نقصانى داشتند، و یكى از آنها اندكى كج می ‏نمود، از وى پرسیدم، گفت: راست است اما قصور از من نیست، به من گفته‏ اند كار یك ماه را در ده روز كنم، گفتم: چرا نمی گویى كه این محال است. بیچاره سرى حركت داد و گفت: من بهتر می دانم، آقاى من آدم خوب و باانصافى است، لاكن با این‏همه، شاهزاده ایران است و به هرچه حكم كند باید اطاعت كرد.

از آنچه مذكور شد می توان دانست كه، چرا مردم ایران در صنایع ترقى كلى نكرده ‏اند. این ملك هزار سال است كه همچو می ‏نماید كه در شرف ترقیهاى بزرگ است، لاكن تا هنوز همان‏طور ایستاده است.

تجارتش تقریبا همان قسم است كه در قدیم الایام بوده است هست. ابریشم گیلان، و پشم كرمان، پنبه و مازو از عراق، انقوزه از خراسان به بلاد دیگر می ‏برند، و قیمت حاصله از اینها را به شال كشمیر و، نیل و قماش هندوستان و، شكر بطاویه و چین و، پشمینه انگلند می ‏دهند. از اخبارى كه از سیاحان فرنگستان كه در ازمنه مختلفه به این ملك رفته ‏اند، در باب زراعت ایران در دست است معلوم می ‏شود كه: بسیار كم یا هیچ تغییرى از بدو حال نیافته است. اسبابى كه حال به جهت خیش كردن زمین استعمال می كنند، احتمال می ‏رود همان است كه هم در زمان قدیم پدرانشان به كار می ‏برده ‏اند " (تاریخ كامل ایران‏ ، سر جان ملكم ، ترجمه میرزا اسماعیل حیرت‏ ، ناشر: افسون‏ ، تهران‏ ، 1380 ، صص 802-801 )

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How do you get taller in a day?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 12:34 ب.ظ
What's up to all, how is everything, I think every one is getting more from this
site, and your views are pleasant in support of new
users.
ceciliahyppolite.wordpress.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 11:44 ب.ظ
My spouse and I stumbled over here different web address and thought I might as well
check things out. I like what I see so now i'm
following you. Look forward to finding out about your
web page yet again.
Merlin
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:44 ق.ظ
Appreciating the dedication you put into your blog and detailed information you provide.
It's awesome to come across a blog every once in a while that isn't the same out of date rehashed information. Wonderful read!
I've bookmarked your site and I'm including your RSS feeds to my Google account.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 07:02 ب.ظ
I relish, lead to I found just what I used to be looking for.
You've ended my 4 day long hunt! God Bless you man. Have a great day.
Bye
تورک قیز
یکشنبه 9 مهر 1391 10:36 ب.ظ
به کجا چنین شتابان؟
گون از نسیم پرسید....
حکایت کشور ما همون گونست ایستا و بدون حرکت...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر