تبلیغات
داستانهای کوتاه از تاریخ - چرا استبداد بد است ؟
با تاریخ همیشه یک گام جلوتر از دیگرانید !!

چرا استبداد بد است ؟

تاریخ:شنبه 3 دی 1390-02:16 ب.ظ

چرا استبداد بد است !؟

ابتدا باید پرسید استبداد چیست ؟
تعاریف متفاوتی از این واژه و كلمات مترادف آن شده است كه وجه مشترك همه آنها قدرت فردی غیرقانونی و خودكامانه است مستبد منافع اكثریت جامعه را زیر پا می گذارد و با محروم كردن خود از خرد جمعی حالتی از سكون و ارتجاع را پیش می آورد كه ویرانی پایداری بدلیل نا امنی گسترده اش ایجاد می كند و سرانجام این وضعیت خود مستبد و دیكتاتور را هم از بین می برد.
از نظر من وجه اصلی بدی استبداد دوری از خرد انسانی و سپردن اختیار انسانها و یك كشور به هوی و هوس یك نفر است این مساله با توجه به اینكه احوالات شخصی بشدت متغیر و تابع احساسات و حالات مختلف روحی و بیشتر متكی بر خواستهای شخصی منفعت پرستانه است در ذات خود نادیده گرفتن منافع مردم و بی اعتنائی به مصلحت عمومی را بدنبال می آورد وضعیت آشفته ایی كه موجب احساس نا امنی عمومی می گردد و انسانهایی ترسو بوجود می آورد و طبیعی است كه انسان ترسو نه بهره ایی از خرد دارد و نه نسبتی با دانش می یابد چنین كسی همواره بدنبال دفاع از خود و ادامه بقا به هرقیمتی می باشد و درهمین وضعیت است كه به گفته هابس انسان گرگ انسان می شود ؛ چنین موجودی كه بنا به تعبیر جان لاك اصالت و فطرت خود را زیر پا گذاشته – زیرا انسانی كه از آزادی فطری اش صرف نظر كند در واقع از طبیعت انسانی اش صرف نظر كرده است - همواره حاضر به دریدن و از بین بردن و ویران ساختن است و تنها مانع او برای مهار چنین خشونتی قانون خواهد بود همان كه با خرد جمعی تنظیم می شود و حافظ منافع اكثریت است . اما در حكومتهای استبدادی چون جایی برای بهره مندی از خرد جمعی وجود ندارد و اساسا چنین مكانیزمی برایش پیش بینی نشده است قانون ( به همان معنا كه گفته شد ) شكل نمی گیرد و نا امنی گسترده و انحطاط پایدار بوجود می آید و در جایی كه ثروت و غنا گناه شمرده شود چگونه انتظار انباشت آن و دنبال كردن راههایی برای تسلط مضاعف بر طبیعت به قصد سود بیشتر – همان انگیزه اصلی گسترش علوم تجربی در روال تاریخی اش – متصور خواهد بود !؟ اساسا وقتی تمام فكر شما پیدا كردن راههایی برای بقاء و فرار از ناامنی فراگیر باشد كی می توانید به تجارت یا دانش فكر نمائید ؟ در كشوری كه پدران فرزندان را قربانی منافع خودكامانه اشان كنند و برادران برروی هم تیغ كشند توهم آبادانی و پیشرفت سرابی بیش نخواهد بود و انحطاطی كشنده پیش خواهد آمد كه ویرانی هیچكدام از بلایای طبیعی با آن قابل مقایسه نیست و این همان نكته ای است كه پزشك نكته سنج انقلاب فرانسه[1] در سفر خود به ایران در 4سال پیش از آغاز سده نوزدهم بدرستی دریافته و ثبت كرده است وی با اشاره به طرح پیشین فرانسویان مبنی بر دراختیار گرفتن جزیره خارك بعنوان مركز تجارت خلیج فارس می نویسد :

 اگر خارك را می خواستیم بی گمان در اختیارمان قرار می دادند "... اما چه حاصلى از براى ملت فرانسه داشت. ملت فرانسه را به‏نظر صواب و معقول ابدى كه داخل مملكت خرابی شده بود كه در حالت سكرات موت و احتضارست. اگر مجمعى تكلیف نماید و مراوده كند، چه حاصلى داشت و چه اعانتى می ‏توان از ملتى داشت كه متصل گرفتار حكومتهاى ظالمانه باشد. در مردن هر پادشاه، تمام امرا و خوانین با هم نزاع و جدال درآیند، و علم استبداد افراشته دارند و همواره عرصه شمشیر هلاكت باشند، و به اسم قاتل از دست حریصى شربت مرگ نوشند..." وی سپس با اشاره به موقعیت برتر هرمز در تجارت دریایی خلیج فارس تاكید دارد مادامی كه ناامنی گسترده حاصل از ستم خودكامگان بر سر ایرانیان است نباید توقع رونق تجاری ازاین پتانسیل های خدا داده داشت : " پس ما مكرر می ‏كنیم آنچه را گفتیم كه دولت ایران در این حال [نمی ‏تواند] نظر اعتناى تجّار را به طرف خود جذب كند، زیرا تجّار در اینجا نه كسب اعتبار و تحصیل اطمینان و نه ضمانت دولت را توانند داشت. منفعتى كه در ایام آسودگى و سلم طمع دارند، به قدرى نیست كه خسارت كرده و نترسند از آنكه یك روز جنگ، تمام سرمایه و رأس آنها را عرضه تلف كند. هیچ كس بهتر از تجّار این مسأله را نمی ‏داند، وقتى كه استبداد به درجه ‏اى رسد كه غنا و ثروت، تقصیر و گناه عظیم شمرده شود، مردم متّصل در حق مال و جان خود متزلزل باشند. وقتى كه تمام روابط مدنیت و انسانیت از هم گسیخته گردد، تبعه ملت خارجى در صورت چنین حكومتى چگونه می توانند امیدوار به اقامت و تجارت در چنین محلى باشند." (سفرنامه اولیویه‏ ، نویسنده: ا. اولیویه / ترجمه: محمد طاهر میرزا ، محقق / مصحح: غلام رضا ورهرام‏ ، ناشر: انتشارات اطلاعات‏ ، مكان چاپ: تهران‏ ، سال چاپ: ش 1371  ، نوبت چاپ: اول‏ ، تاریخ وفات مؤلف: 1814 م‏ ،ص 102 )

الیویه سپس متاثر از ویرانی و خرابی ایران می نویسد بلایای طبیعی مانند زلزله و آتش فشان هم نمی توانند به اندازه ایی كه استبداد كشور را خراب كرده است آن را ویران نماید : " از طرف دهر و حوادث روزگار بسى اتفاق افتد كه شهرى به آتشى سوزد، یا مالى غرق شود، یا زلزله مملكتى را تمامى عالیها و سافلها سازد، یا كوه آتش‏فشان سبب هلاك و انهدام مملكتى گردد، امّا تمام اینها از آثار طبیعى است كه لازمه قانون و رسمیت این كره خاكى كه منزل و مسكن ماست، باشد. در هیچكدام از این حوادث انسان را شكایتى از ابناى جنس خود نرود. اما در مملكتى كه حكومت استبداد، صورت فرمانروایى گیرد و دشمن‏ترین ابناى جنس خود، همان انسان باشد، و همیشه مهیاى هلاكت یكدیگر شوند، كسانى كه لازمه مرتبه آنها، حمایت پدرانه از حق دیگران است، هم از بخت آنها تیغ به كف فرزندان خود نهاده، به قتل همدیگر فرمان دهند و به هلاكت یكدیگر تحریص كنند. این بیچارگان به تحریك چنین [افرادى‏]، كوركورانه به جانب هلاكت خود روند و در اتمام و انهدام خویش سعى و اهتمام كنند. پس در چنین احوالى، چه خیال توان كرد. چه‏قدر دور است انسان از دانشى كه به آن فخر و امتیاز دارد. "( همان ص 107 )

 



[1] - جی .بی .اولیویه فرانسوی (G. B. Olivier ) پزشکی عضو هیات مدیره انقلاب فرانسه که در سال 1211 ق/ 1796 م  به ایران آمد و جامعه ایران را با دقت یک دانشمند علوم تجربی مورد بررسی قرارداد و با اقشار مختلف مردم و حکام و دیوانیان و وزرا و شخص آقا محمد خان قاجار دیدار کرد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
What is leg length discrepancy?
سه شنبه 17 مرداد 1396 05:59 ق.ظ
I blog often and I truly appreciate your information. Your article has really peaked
my interest. I am going to bookmark your blog and keep checking for new details about once a week.
I subscribed to your RSS feed as well.
Eugene
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:31 ب.ظ
Hi there! I know this is somewhat off topic but I was wondering which
blog platform are you using for this website?
I'm getting tired of Wordpress because I've had problems with hackers and I'm looking at alternatives for another platform.

I would be great if you could point me in the direction of a good platform.
آتلانتیس
سه شنبه 6 دی 1390 10:02 ق.ظ
سلام
ممنون از پاسختون
من به عنوان یه ایرانی که تو جامعه زندگی می کنم فکر می کنم یکی از بزرگترین موانع پیشرفت ما فرهنگ جامعه است، ایرانی جماعت میگه ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند ولی نشون داده که از اهل کوفه بدتر عمل می کنه خوب شاید این به استبداد برگرده یا هر چیز دیگه نمی دونم ولی اینو می دونم که فرهنگ ما از زیر خرابه چرا ما بعد از هر 25 سال باید دوباره به نقطه اول برسیم به عبارتی یه تسلسل باطل، چرا مردم ما پشتکار ندارن؟چرا یه کار رو تا انتها نمی برن و تو وسط راه جا می زنن؟مشکل آب و هواست یا چیزخورمون کردن؟ ؟
آخه من به عنوان یک ایرانی به این فهم رسیدم که باید ایران را به طرف پیشرفت سوق بدیم ،نخبه هم کم نداریم. چطور میشه فرهنگ این مردم رو عوض کرد؟نمیشه مگه این که کل ایران رو با خاک یکسان کرد و مردم جدیدی رو جاشون گذاشت که البته ممکنه باز هم جواب نده.
به نظر من اگه از فرهنگ مردم شروع بشه که خیلی سخته فکر کنم بشه یه کاری کرد.
این خانم یا آقای .... پرسیده بودند انحطاط با عقب ماندگی چه فرقی داره؟ شما گفتید اندک تفاوتی دارند تو چی؟ اسم عقب ماندگی که میاد آدم یاد جوامع ماقبل تاریخ بشریت میوفته ولی به نظر شما استفاده از انحطاط برای جامعه ما مناسب تر نیست؟
با سپاس
پاسخ دکتر محمد سلماسی زاده : دوست عزیز
همه چیز بستگی به خودمون داره
تو چون خود كنی اختر خویش را بد
مدار از فلك چشم نیك اختری را
با احترام مجدد
....
سه شنبه 6 دی 1390 12:19 ق.ظ
سلام
عقب ماندگی با انحطاط فرق داره؟اگه آره چه فرقی؟
شما از دید اولیویه و دیگران این مطالب را می فرمایید از دید یک ایرانی خود شما معتقید کدام عامل باعث انحطاط یا عقب ماندگی ایران بوده؟ اصلا از کی شروع شد؟
پاسخ دکتر محمد سلماسی زاده : سلام دوست عزیز
هردو یك درد مشترك و تاریخی ما می باشند هر چند اندكی با هم متفاوتند اما شخصا در بیشتر موارد به یك معنا به كار می برم
از نظر من عوامل متعددی در كار انحطاط ایرانی موثرند كه یكی از با اهمیت ترین آن غرق شدن در موهومات و گریز از خردمندی است كه البته خود معلول علل دیگری هست از جمله خودكامگی حكومتهایی مانند قاجاریه و ...
در این وبلاگ هدف اساسی ام تبیین كلیات همین مباحث است
و بسیار خوشحال خواهم شد كه نظر ارزشمند جنابعالی و همه دوستان در غنای مباحث به اشتراك گرفته شود
آتلانتیس
دوشنبه 5 دی 1390 09:38 ب.ظ
سلام
ممنون از مطالبتون
یک سوال؟به نظر شما راه حل چیه؟مشکل از کجا آب می خوره؟ اقتصاد؟سیاست؟فرهنگ؟...؟؟ من به عنوان یک هموطن دوست دارم بدونم اهل تاریخ مشکل کار رو از کجا می دونن؟ سرچشمه « انحطاط ایرانی» چیه؟کیه؟کجاست؟چرا فقط این ما هستیم که داریم درجا می زنیم؟ آخه به نظر می رسه اگاهی نسبی هست ولی چرا پیشرفت نیست؟ اخ ببخشید خیلی سوال شد ولی واقعا دوست دارم بدونم
پاسخ دکتر محمد سلماسی زاده : سلام دوست عزیز
ممنون از سوالات راه گشایتان
از آنجا كه همه چیز را همگان دانند و بنده بعنوان یك دانشجوی تاریخ ایران تنها می توانم نظر خودم را بگویم ، با احترام به نظر همه دوستان و عزیزان عرض می كنم كه از نظر من راه حل نه نانو تكنولوژی است نه بایو و نه ...
دانایی و خردمندی راه حل تمامی مشكلات جامعه است و در این مورد خاص توجه به تاریخ علمی كه به مدد نقد روشمند و عالمانه منابع دست اول تاریخ ایران شكل خواهد گرفت علل نابسامانی ها و راه حل آن را بیان خواهد كرد و صد البته این كار افزون بر شجاعت نیاز به كار دانشگاهی مستمر و ایجاد گرایشهای مورد نیاز تاریخی دارد برای نمونه گرایشی با عنوان انحطاط شناسی و راهكارهای توسعه باید تاسیس شود كه با تربیت محققان و پژوهشگران به مدد تاریخ علل پیشرفت ملتها و دلایل عقب ماندگی كشورها را بصورت عالمانه مورد نقد وبررسی و شناخت قرار داد
ببخشید طولانی شد
بحز را گر بریزی در كوزه ایی چند گنجد
قسمت یك روزه ایی
با احترام مجدد به همه دوستان
پژواک اندیشه
یکشنبه 4 دی 1390 01:56 ق.ظ
باسلام،
به نظر من توی جامعه تاریخی ایران اصلن امکان اجرای سیاست مبتنی بر خرد جمعی وجود نداشت، خصلت خود رأیی که توی ذات فرد فرد اعضای جامعه ایران در ادوار تاریخش نهادینه شده بود خودش باعث می شد که ناخواسته، جمع اندیشی به اختلاف نظر سوق پیدا کنه؛ برهان این ادعا همون تفاوت اساسی ماهیت استبداد شرقی تاریخ ایران با دیکتاتوری تاریخ غربه. نتیجه اینکه هرقانونی توی چنین جامعه ای ناکارآمد بود و جای خودش رو زود به شاید و بایدهای نانوشته ای می داد که استبداد رو تقویت می کردند. به گفته کاتوزیان؛ چرخه «استبداد و هرج و مرج» تکرار می شد. مگه ما توی تاریخ غرب کم داریم حاکمان دیکتاتور، پس وجود دیکتاتوری بعضی برهه های تاریخی لازم بود تا جامعه رو تلنگوری بده و مرحله گذار ایجاد کنه، اما توی تاریخ ایران استبداد صرف خود رأیی نبود بلکه بیشتر هوا و هوس غیر عقلانی فردی بود. (نمونه بارزش شاهان قاجارن.)
به خاطر حقایق مهمی که از تاریخ ایران به ویژه قاجار ذکر کردید واقعن ممنونم.
پاسخ دکتر محمد سلماسی زاده : سلام دوست عزیز
ممنون از اظهار نظرتون
با اجازه تون یه نكته هم من اضافه می كنم : همه كشورهایی كه امروزه با خرد جمعی اداره می شوند مشكلاتی مانند ما داشته اند و برای رسیدن به این مرحله هزینه های فرواوانی داده اند ، مشكلات مهم نیستند مهم این است كه ما تمرین مدارا و خرد ورزی بكنیم و از ترس هرج ومرج راضی به دیكتاتوری و بی خردی نشویم كه زیان این دومی به مراتب بیشتر از اولی است
با احترام مجدد به شما و همه دوستان اندیشمندم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر