تبلیغات
داستانهای کوتاه از تاریخ - تنگتر از دیده مور
با تاریخ همیشه یک گام جلوتر از دیگرانید !!

تنگتر از دیده مور

تاریخ:یکشنبه 31 اردیبهشت 1391-07:05 ب.ظ

 " دهنت تنگتر از دیده مور                    دل من تنگ تر است از دهنت "[1]

این شعر از فتحعلیشاه قاجار است ، همانکه خود را سایه خدا برروی زمین و قبله عالم می پنداشت ! به پادشاهی انگلستان رضا نمی داد ! و مدعی فرمانروایی بر کیهان بود ؛ نمی دانم خبر داشت که کهکشان راه شیری با آنهمه عظمت تنها بخشی از کیهان لایتنهی است یا خیر ! ؛ اما ظاهرا این شاه باریک بین که اروپائیان همعصرش او را شاعری خوش ذوق شمرده اند[2] ،  نکات تنگتر از دیده مور را می دید و دروازه های گشاد ویرانی و انحطاط ایران را نمی خواست ببیند !!

وگرنه در زمانی که ژنرالهای روسی پایتختش را تهدید می کردند در اندرون شاهی به قاپ بازی با کودکان خردسالش نمی پرداخت و زخمهای روزگار را با زخم یار مرهم نمی نهاد[3]
هر چند شکوه دربارش کوه نور و دریای نور را به رخ بینندگان می کشید اما با کمی دقت در ورای این همه طنطنه و کبکه ، انحطاط و نکبتی فرا گیر خود را نشان می داد و هیاهوی جاهلانه ای که می کوشید حاکم مستبد ایران را ".. پادشاه بزرگتر از سپهر .. شاه شاهان و سایه ایزد برروی زمین ،...پناهگاه مردم جهان"[4] معرفی کند نمی توانست آن را بپوشاند.
در داخل قصر این فرمانروای کیهان بجای تدبیر و درایت  حوضی بود كه كنارش چادری زده بودند با پرده های ابریشمی كه بالازده به شاخه های بیدهای اطراف آویخته بودند ، همانجا که سایه خدا  " ...اغلب قلیان می كشید واز خنكی سایه لذت می برد و آسایشی را كه نزدیك ساعت شش روز آنقدر واجب است به دست می آورد ، اینجاست كه ساززنهای زبردست كه با مهارت احساسات شهوت انگیز در آدم بوجود می آورند گاهی در جلوی چشمان شاه ساز میزدند ... فتحعلیشاه كه عاشق تفریح است چندان به كارهای جدی نمی پردازد  او دلش می خواهد كه جایش را تغییر بدهد و هر شب در یك كلاه فرنگی تازه ایی بسر برد و با معشوقه تازه ایی شب را صبح كند ... "[5] و شاعرانه بسراید :
     " دلگشا بی یار زندان بلاست              هرکجا یارست آنجا دلگشاست"[6]
اما در همان زمان بودند مسافرانی که با دقت نظر در احوال ایران و حکومت خودکامانه اش نکته های بسی تنگتر از دهان مور را دریافتند و به یادگار گذاشتند :
" سلطنت به قهر و غلبه و عارى از تعلیم و تربیت همیشه در خطر آن است كه به همان اسبابى كه موجب ایجاد و باعث قوام آن شده است، زوال یابد و، قهاریتى كه مایه حفظ پادشاهى است، سبب عدم ترقى رعایا است، زیرا كه رعیت هرگز زحمت به جهت حصول ما یتحصل چیزى‏كه احتمال آن دارد كه به ظلم از ایشان انتزاع شود نخواهند كشید " [7]
همان که شاهان قاجار نتوانستند یا نخواستند آن را ببینند و بر سر آن شدند.

 



[1] - اعتضاد السلطنه ، علیقلی میرزا ، 1370 ، اکسیر التواریخ ، بامتمام جمشید کیانفر ، تهران ، نشر ویسمن ، ص 181

[2] - برای نمونه  رجوع کنید به : آگوست بن تان ، ترجمه منصوره نظام مافی اتحادیه ، تهران 1354، چاپاخانه سپهر ، او می نویسد  : شاه  زنان متعددی از همه ملل در حرم خود دارد " به ادبیات و طالع بینی علاقه خاصی دارد ، شعر می گوید . گاه درمیان كلمات پیچیده و استعارات مغلق قدرت طبع وی می درخشد ولی همیشه خود را بقوانین شعری محدود نمی كند و برای شعر گفتن زحمت زیاد نمی كشد "  (ص 82 )

[3] - " روزگارم زخم ها بسیار زد          زخم تو آن زخم ها را مرهم است " ؛ ادامه شعر فتعحلیشاه به نقل از : اعتضاد السلطنه ، علیقلی میرزا ، 1370 ، اکسیر التواریخ ، بامتمام جمشید کیانفر ، تهران ، نشر ویسمن ، ص 181

[4] - مسافرت در ارمنستان و ایران ، پ.آمده ژوبر ، ترجمه علیقلی اعتماد مقدم ، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران ،1347 ، تهران :  ص 178

[5] - ژوبر ، همان :  ص 182

[6] - اعتضاد السلطنه ، همان ، ص 181

[7] - سر جان ملكم ، تاریخ ایران ،  ترجمه: میرزا اسماعیل حیرت‏ ،افسون‏ ،تهران‏ ، 1380: 782




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How do you get Achilles tendonitis?
سه شنبه 17 مرداد 1396 06:11 ق.ظ
Remarkable! Its in fact remarkable piece of writing, I
have got much clear idea concerning from this piece of writing.
MOHSEN
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 09:01 ب.ظ
سلام یادمه وقتی این مطلبو تو کلاس تو اسلاید نشون دادید بچه ها کلی بخاطر ذوق شعری پادشاه عزیزمون خندیدن. بازم سپاسگذار از مطلبتون
فریبرز محمدخانی
چهارشنبه 23 اسفند 1391 10:52 ب.ظ
باز هم شایسته دیدم جمله ای از همپایه و همدوره فتحعلیشاه قاجار بنویسم تا سخنان شما استاد محترم در مقام مقایسه بهتر درک گردد
توماس جفرسون:
«من در حضور خدای سوگند خورده‌ام که دشمن همیشگی هرگونه خودکامگی در اندیشه بشر باشم»
sakine
شنبه 27 خرداد 1391 12:32 ق.ظ
سلام استاد سلماسی زاده.امیدوارم حالتون خوب باشه.مطلب خوبی بود.تشکر از شما.موفق باشید.به ما هم سر بزنید
پیغام
چهارشنبه 17 خرداد 1391 04:26 ب.ظ
سلام
امید است كه توفیقاتتان روزاقزون باد. جای تشكر باقیست كه شما واقعیتهای تاریخ را با استنادات علمی بیان میدارید. مطلب سودمندی بود و به شخصه بسیار استفاده كردم.
با سپاس و درود بر همكار ارجمندم
پاسخ دکتر محمد سلماسی زاده : سلام و درود
همكار محترم از حضور سبزتان سپاسگذارم
امیدوارم مرا از موهبت نقدتان محروم نفرمایید
سپاسگذرام
دنیای ویکتوریا
دوشنبه 15 خرداد 1391 02:05 ب.ظ
سلام و درود و عرض ادب
روز پدر و روز مرد را خدمت شما استاد بزرگوار، تبریک عرض می کنم.
ما رو فراموش نفرمایید
دنیای ویکتوریا
پنجشنبه 4 خرداد 1391 07:26 ب.ظ
درود برشما
و سپاس از متن نکته سنجانه تان
سه شنبه 2 خرداد 1391 02:55 ق.ظ
خیلی خوب بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر