تبلیغات
داستانهای کوتاه از تاریخ - ترقی و تجدد نبردی برای بقا و اقتدار
با تاریخ همیشه یک گام جلوتر از دیگرانید !!

ترقی و تجدد نبردی برای بقا و اقتدار

تاریخ:جمعه 20 اردیبهشت 1392-11:37 ب.ظ


ترقی و تجدد دو واژه ایی هستند که بجای هم و در معانی دیگری همچون پیشرفت وتوسعه هم بکار می روند و نیز واژه فراگیر مدرنیته در بسیاری از نوشته ها جایگزین آن می گردد.ترقی در لغت به معنای پیشرفت است و در اصطلاح علوم اجتماعی ترقی[1] با پیشرفت،حرکت و توسعه برابر نهاده شده است.این اصطلاح به صورت های گوناگون و با بار گسترده ای از ایده ئولوژی و حتی ارزش های مهم،به کار گرفته شده و به همین جهت،ارائۀ تعریفی رسا و کافی از آن مشکل است. زمانی که در آن بعد کیفی مورد نظر باشد،بهبود[2] را می رساند.

متعاقب دگرگونی های فنی و جریان های فلسفی در قرن هیجدهم،این اصطلاح در باب جامعه بطور کلی به کار رفت.کندورسه در سال 1794 اثر معروفش را با نام طرح اولیۀ یک جدول تاریخی از ترقیات اندیشۀ انسانی به نگارش در آورد.ترقی اندیشۀ انسان به معنای حرکت انسان هاست در جهت بسط شناخت های علمی،اختراعات فنی،بهسازی در امور صنعتی،نهادهای اجتماعی،آداب و رسوم و بطور کلی حیات اجتماعی.

لیکن این ابعاد گوناگون بدون آن که از نظر ارزشی رده بندی شده باشند،اکثر به صورتی مبهم و یا اندیشۀ تطور طبیعت و حرکت آن در جهت بهبود،پیوسته است.به عنوان مثال،کانت و لاپلاس اساس ترقی را در تبیین فیزیکی حرکت جهان،بازیافتند (نظریۀ سحاب).از دیدگاه داروین و لامارک ،ترقی با تبدل انواع موجودات زنده پیوسته است.تا صد سال پیش ترقی عمومی انسانها به صورت خطی و هماهنگ تصور می شد اما امروزه ترقیات انسان ها را به انواعی چند تقسیم می کنند،انواعی که در موادری چند مستقل از یکدیگرند:

ترقی علمی که توسط آن شناخت هرچه عمقی تر قوانین طبیعت،امکان پذیر می شود.
ترقی فنی که همان کاربرد دانش در زمینۀ وسایل کار و تسلط روز افزون بر جهان است.
ترقی اقتصادی، که  سطوح مختلفی دارد و در سطح جامعه که غایت فعالیت اقتصادی به حساب می آید، متضمن پیدایی وضعی بهتر است، شامل افزایش ثروتها و حتی اهدافی فراتر از آن، نظیر توزیع بهتر درآمد، تأمین رفاه مادی برای همگان ، هماهنگ با ارتقای کیفت در حیات انسانی. ترقی در این سطح، به ترقی اجتماعی و انسانی می انجامد. 
ترقی اجتماعی،
متضمن اندیشۀ حرکت اجتماعی در جهت و یا به سوی اهدافی است که بهتر تلقی می شوند.
ترقی انسانی و اخلاقی که معنای آن بهسازی جامعه و انسان هاست برای زندگی جمعی بهتر که خود مستلزم بسط عدالت و همبستگی در سطح تمامی کرۀ زمین است.و ترقی گرایی[3] به هر آیینی که اساس آن را اندیشۀ ترقی مستمر و رو به تعالی تشکیل دهد،اطلاق می شود[4].

هرچند ماکس وبر به درستی مدرنیته را فرآیند عقلانی ساختن امور معرفی می کند اما تجدد ایرانی از آغاز سر بی خردی داشت ، از روی ناچاری بود و زور آن را به پیش می برد ، یک تحمیل تاریخی بود نه یک انتخاب خردمندانه ، نبردی برای بقا و اقتدار خاندان حاکم بود . هم حاکمان قاجار و هم نخبگان سیاسی این عصر در حالی به سمت مدرنیته کشانده شدند که تهاجمات غرب کیان ایشان را تهدید می کرد و از این روی تجدد خواهی ایشان واکنشی بود به خطرات دم افزایی که اقتدار ایشان را تهدید می کرد از این روی تجدد قجری بجای آنكه موجب رفاه ملت و اقتدار كشور در برابر دشمنان خارجی باشد سبب افزایش اقتدار حكومت در برابر مردم خودش شد.رویکردی خشونت بار داشت و روزگار تاریك ملت را سیاه تر از پیش ساخت.بی خردی و منشاء غربی این تجدد جدالی سخت پایدار  و پردامنه میان سنت و نوسازی را ایجاد کرد که مسائل و موضوعات آن تا امروز هم ادامه دارد.

 



[1] - Progress

[2] - Improve

[3] - Progressivism

[4] - بیرو ، آلن ، 1366، فرهنگ علوم اجتماعی ، ترجمۀ باقر ساروخانی ، تهران ، انتشارات کیهان ، چ اول : 105 و 303-302




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Charley
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 09:30 ق.ظ
You actually make it seem so easy along with your presentation however I to find this matter to be
really one thing that I believe I'd by no means understand.

It seems too complex and very wide for me.
I'm having a look ahead for your next submit, I will
try to get the cling of it!
BHW
جمعه 11 فروردین 1396 12:29 ب.ظ
With havin so much written content do you ever run into any problems of plagorism or copyright infringement?
My website has a lot of exclusive content I've either authored myself or outsourced but it appears a lot of
it is popping it up all over the internet without my permission. Do
you know any ways to help stop content from being
ripped off? I'd really appreciate it.
نگار
چهارشنبه 10 مهر 1392 04:48 ب.ظ
سلام آقای دکتر مطالبتون بسیار جالب و در خور تامل بود.اما من یک سوال دارم که شدیدا ذهنم رو مشغول کرده روشنفکران یا بهتر بگم منور الفکران عصر ناصری و مشروطه مصداقشون از ترقی چی بود؟ما دراین دوره کسانی مثل مویدالاسلام و سید جمال رو داریم که موافق ورود اندیشه و فرهنگ غربی به سرزمین های اسلامی نیستن حتی منتقد شدید اون هم هستن برای من جای سوال داره که چرا اندیشه ترقی که در این عصر در ایران مطرح شد شکست خورد در حالی که همه متفکران و روزنامه نگاران عصر قاجار زیاد هم موافق ورود یا اخذ تمدن غربی به شکل سکولار اون نبودن خیلی ممنون میشم اگه راهنمائیم کنید
پاسخ دکتر محمد سلماسی زاده : سلام دوست عزیز
در این باره رویکردهای متفاوت و متعددی وجود دارد من تلاش کرده ام بخشی از این رویکردها را افزون بر نظرات خودم در کتاب " تاریخ به مثابه فرهنگ و توسعه " تبیین کنم
می توانید به آن مراجعه و با نقد های خود به غنای مباحث بیافزایید.
موفق باشید
سیدرضا موسوی
یکشنبه 9 تیر 1392 04:03 ب.ظ
جناب دکتر سلام، مثل همیشه ارزشمند و با تفکر و واسواسی حاص مطالب را انتخاب و دست چین و با تعمق انتشار می دهید امیدوارم همیشه سلامت باشی و پیروز
پاسخ دکتر محمد سلماسی زاده : جناب موسوی از لطف و محبت شما و همه دوستان سپاسگزارام
ان شاء الله ما را از نقدهای ارزنده اتان بهره مند فرمایید
دنیای ویکتوریا
پنجشنبه 30 خرداد 1392 10:03 ب.ظ
سلام آقای دکتر
خوشحال می شم به من هم سر بزنید. منتظرتون هستم
دوشنبه 6 خرداد 1392 07:28 ب.ظ
با عرض سلام
آقای دکتر، با توجه به متنی که مطالعه کردم به عقیده ی من که البته جسارتی در برابر شما استاد بزرگوار خواهد بود، ترقی اجتماعی در راس ترقی های دیگر قرار می گیرد که البته ترقی انسانی و اخلاقی، مستلزم و پیش زمینه ی آن است. در غیراینصورت، تمامی تلاشهای فردی، مصداق بارز ضرب المثل : «با یک گل بهار نمیشه» و نوع تک روی بی سرانجام، محسوب خواهند شد. بی تردید، کوته فکری مردم عامی که به نوعی، احساساتشان با مذهب به بازی گرفته شده و شستشوی مغزی شده بودندو طبق فرمایش شما، به زور چماق در برابر تجدد سر تعظیم فرود آوردند، مایه ی عقب ماندگی کشورمان شد.(البته من مخالف مذهب نیستم؛ غرضم نوعی سوء استفاده از مذهب برای نائل شدن عده ای به اهدافشان است) بدیهی است زمانی که زور و فشار، از میان برداشته شد، تمامی تلاش های مدرنیته نیز نقش برآب شد چراکه آگاهی و خرد، قرین آن نبود. تاکید فردوسی نیز همواره بر خرد بوده، گویی از هماننگذرد آغاز قصد فرهنگسازی این ملت دمدمی را در سر می پرورانده است:
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتراندیشه برنگذرد
پاسخ دکتر محمد سلماسی زاده : سلام دوست عزیز
در این باره رویکردهای متفاوت و متعددی وجود دارد من تلاش کرده ام بخشی از این رویکردها را افزون بر نظرات خودم در کتاب " تاریخ به مثابه فرهنگ و توسعه " تبیین کنم
می توانید به آن مراجعه و با نقد های خود به غنای مباحث بیافزایید.
موفق باشید
شهیدی
شنبه 28 اردیبهشت 1392 12:11 ب.ظ
هوالحبیب
سلام استاد
شرمنده مزاحم شدم، دیروز متن کتابی رو که داده بودید برا تایپ، براتون ایمیل کردم،‌نمی دونم رسیده یا نه،‌میشه یه اطلاعی بدید...
ممنون میشم...
بازم شرمنده...
دعامون کنید که دعای استاد گیراست...
«کسی که حرفی به من آموخت، مرا بنده ی خود کرد.»
حضرت امیر(ع)
پاسخ دکتر محمد سلماسی زاده : سلام خانم شهیدی
ان شاء الله موفق باشید
شما از دانشجویان فعال و بافکر هستید که در این زمانه نمونه است
یک کار تحقیقی از ماکس وبر رسیده ولی اسم ندارد
موفق باشید
شهیدی
یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 12:20 ق.ظ
هوالحبیب
سلام استاد
بالاخره اومدم وبلاگتون، بعد 3 سال شاگردی!!!
مطلبتون جالب بود و جای تامل داشت. البته چندان با تفکرات حقیر سر سازگاری نمی زد!!!
استاد یه سوال: به نظرتون جامعه ای که مترو و مونوریل داره توسعه یافته هست یا جامعه ای که تو اون، هیچ کس دروغ نمی گه؟! یا هردوتاش باهم؟!
بهم سر بزنید...
پست "قرار نیست برویم تعطیلات!..." برا خوندن جالبه...
ضمنا اون یکی وبلاگتون جای تعمیر فراوان داره، باارزش رو میگم...
دعامون کنید...
پاسخ دکتر محمد سلماسی زاده : سلام دوست گرامی و همراه عزیز
خیلی ممنون از نظرات ارزشمندتان
اما پاسخ سوال شما را من ترجیح می دهم اینگونه بدهم : سرزمینی که انسان کرامت دارد و فکر و اندیشه به عنوان برترین امانت الهی رهگشای انسانها برای حل مشکلاتشان با بهره مندی از خرد جمعی است.
بازم ممنون که نظر دادید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر