تبلیغات
داستانهای کوتاه از تاریخ - بی خردی عقل کل
با تاریخ همیشه یک گام جلوتر از دیگرانید !!

بی خردی عقل کل

تاریخ:یکشنبه 26 آبان 1392-11:01 ب.ظ

بی خردی عقل کل

القاب بکا           القاب بكار گرفته شده توسط مورخان درباری، شاهان قاجار  را  عقل کل معرفی می کند[1] واین خود بزرگترین نشان بی خردی است.همان فردیت محال است که خودکامگی را توجیه می نماید و بلاهت و حماقت را آشکار می سازد.همان که آغا محمد خان قاجار را وا می دارد که محافظت شبانه از جانش را به کسانی بسپارد که وعده کرده بود سحرگاه اعدامشان خواهدکرد !
"تبیین مقال آنكه، سه روز بعد از ورود آقا محمد خان به شیشه[2]، مابین صادق خان نام گرجى پیشخدمت، و خداداد نام فراش بر سر پولى گم شده نزاع شده، بعضى نوشته‏اند كه صادق خان از چند روز قبل، پادشاه را به غضب آورده بود، به‏سبب اینكه بر مسند شاهى آب ریخته بود. به هر تقدیر، صداى این دو نفر بلند شده آقا محمد خان به غضب رفته حكم داد تا هردو را فورا به قتل رسانند. صادق خان شقاقى یكى از بزرگان امرا در حق ایشان شفاعت كرد، پادشاه قبول نكرد، لاكن گفت: چون شب جمعه است كشتن ایشان را به فردا اندازند. درین اوقات معروف است كه، اختلالى در دماغ آقا محمد خان روى داده بود، چنانچه یكى از وزراى وى با نگارنده اوراق گفت كه: در آن ایام مغزش به نوعى آشفته بود، كه به سرحد جنون مى‏رسید و، حركتى كه در این مقام از وى سرزد، دلالت كلى بر این معنى دارد، زیرا كه مردمى را كه وعده به كشتن روز دیگر داد، و از روى تجربت مى‏دانستند كه مفرى از براى ایشان نیست، گذاشت تا در دور خیمه خود به قاعده همیشه مشغول خدمت باشند.القصه، قطع امید از حیات مورث جلادت و جرأت گشته، چون پادشاه به خواب رفت، نوكرهاى مزبور با عباس نامى كه وى را درین كار با خود همدست و همداستان ساخته بودند، قدم در سراپرده شاهى نهاده با خنجر رشته حیات یكى ازمقتدرترین سلاطین ایران را قطع كردند.[3] "

در این داستان نکته دیگری هم بسان یک سنت تاریخی قابل توجه است و آن اینکه اقتدار برآمده از شمشیر نهایتا با شمشیری دیگری قطع خواهد شد.

موارد پرشماری دیگری از بی خردی کسانی که عقل کل نامیده شده اند در تاریخ ثبت شده است.یکی از این نمونه ها فتعحلی شاه قاجار است که در خیال و موهومات خود را قبله عالم ، فرمانروای کیهان ، شاهنشاه جهان و خاقان گیتی ستان[4] می پنداشت و گمان می کرد اوست که ناپلئون بناپارت را به آن مقام رسانده است ! جیمز موریه می نویسد وقتی هیات انگلیسی به ملاقات فتحعلیشاه رفته او مقداری ناسزا نثار فرانسوی ها کرده و قسم خورده است که وی ناپلئون بناپارت را به آن مقام رسانده است :
 
"ما امروز بار دیگر به حضور شاه شرفیاب شدیم او در حین صحبت و گفتگو بسیار شاداب و بانشاط به‏نظر مى‏رسید و قسم یاد كرد كه او بناپارت را به این مقام رسانیده است ولى با این پیش- آمد او تا سال دیگر مقام خود را از دست خواهد داد." [5] این عقل کل می توانست تصور کند که آمریکا کشوری در زیرزمین باشد ! اما نمی توانست بپذیر که قانون در کشورهای توسعه یافته جایگزین استبداد شده باشد.[6] نوه وی و شاه بعدی ایران ، محمد شاه ، نیز چنان به قدرت خارق العاده وزیرش باور داشت که می پنداشت وی می تواند هوا را به خاطر سهولت مزاج اعلی حضرت  سرد و گرم کند! مورخ درباری قاجارها دراین باره می نویسد :
شاه به وزیرش ، حاج میرزا آقاسی ، بسیار اعتقاد داشت و او را "یكی از مردان مستجاب الدعوه "  می دانست و در یكی از سفرها که از گرمای هوا به تنگ آمده بود از وزیر تقاضا كرد دعا كند هوا سرد شود تا زحمت سفر وی كم گردد!! میرزا در ظاهر اطاعت كرد ولی خطاب به مجلسیانش گفت : " همانا پادشاه شما مرا سلیمان دانسته است و نسیم صبا را در تحت فرمان من فهمیده است كه می فرماید هوا سرد و برد كنم من مردی فقیر بیش نیستم از این گونه كار كی توانم كرد" [7]

آن دیگری که خود را برتر از ویلهلم اول[8] می انگاشت و جواهراتش را به رخ مرد آلمانی می کشید[9] ، سطح برخورداری  از عقل و خردش چنان بود که طفل 8 ساله را به صرف ملیجک بودنش منصب سرتیپی می داد و گربه اش را لقب ببری خان اعطا می کرد[10].

بسیاری از رجال و بزرگان درباری نیز در چنین سطحی از خردمندی قرار داشتند و  برخی از دانایان و آگاهان ایشان در فضای آکنده از دود قلیان در پی یافتن پاسخ این پرسش بودند که آمریکا بزرگتر است یا اصفهان !؟
فرستاده ناپلئون بناپات ، ژنرال تره زل[11] ، در این باره می نویسد : وقتی که به مقر حکومت حاکم یا شاهزاده ای می رسم ، مرا در منزل وزیر او جای می دهند. ابهت و جلال مخصوص مشرق را در موقع چنین ملاقات ها می توان به خوبی دید. وزیر با رجال عمده ی خود شما را به احترام تمام می پذیرد، خادمین قلیان می آورند و با نی پیچ طویلی که انتهای آن از بلور یا عنبر است دود را از قلیان به دهان وارد می نمایند. صحبت اینگونه مجالس بیشتر یا در باب مدت ایامی است که در سفر سرشده و یا در باب بزرگی اسلامبول است نسبت به اصفهان و پاریس.یکی از رجال که از آمریکا حرف هایی شنیده بود سوال می کرد که آمریکا بزرگتر است یا اصفهان[12]



[1] - تعدد این واژه در منابع این دوران بسیار است.برای نمونه مولف کتاب احسن التواریخ ، آقامحمد خان را خیلی عاقل معرفی می کند ( ساروی ، 1371 : 294 ) و عبدالرزاق دنبلی در وصف فتحعلیشاه می نویسد : "رأی جهان آرای شاهنشاهی که نمودار عقل کل است..." ( دنبلی ، 1383 : 276 )

[2] - قلعه و شهر شوشا در منطقه قره باغ

[3] - سرجان مالکوم ، 1380 : 645-644

[4] - اعتضاد السلطنه ، 1370 : 31

[5] - موریه ، 1369 : 279

[6] - همان : 275

[7] - سپهر،1377 ، ج2 :850

[8] - امپراتور آلمان و بانی اتحاد و عظمت این کشور

[9] - ناصرالدین شاه در ملاقات با ویلهلم اول که مردی ساده زیست بود جواهرتش را به رخ امپراتور آلمان کشید و پرسید جواهرات شما کجاست ؟ امپراتور اشاره به کارآمدی و برتری نیروهای نظامی اش کرد و گفت جواهرات من اینها هستند. هدایت ، 1385 :  22

[10] - برای نمونه نگاه کنید به : اعتمادالسلطنه ، 1345 : 469 و معیرالممالک ، 1362 : 91

[11] - Camille Alphonse Trezel

[12] - تره زل ، 1361 : 59-57




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
aurakuhl.wordpress.com
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 10:20 ب.ظ
Hi Dear, are you in fact visiting this web site regularly, if so
then you will definitely obtain pleasant knowledge.
Ambrose
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:33 ق.ظ
Pretty nice post. I simply stumbled upon your blog and wanted to say that I've really loved surfing around your blog posts.
After all I will be subscribing in your rss feed
and I'm hoping you write once more soon!
BHW
یکشنبه 13 فروردین 1396 07:30 ب.ظ
This post presents clear idea for the new visitors of blogging,
that truly how to do blogging.
نا شناس
شنبه 9 آذر 1392 01:24 ب.ظ
این بی خردی فقط مختص دوره قاجار بوده یا اینکه این دوره به دلیل گستردگی ارتباطاتش با اروپا به این نحو برجسته شده و بی خردیشان بیشتر جلوه می کند.آیا ایران به یکباره در این دوره به این حد از رکود فکری رسیده است؟ چون وقتی از نادانی و ناآگاهی بحث می شود مستقیم به سراغ دوره قاجار می رویم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر